گفتگو کردن با یک کارمند، سرمایه گذار یا همکار باعث اضطراب شما می شه؟ درزمان مناظره اعتماد به نفس کافی ندارین و نمی تونین خوب بر سر مسائل مختلف چانه بزنین؟ اگه این طوره باید بدونین که تنها نیستین. واسه یک گفتگو حرفه ای لازمه مهارتای این کار رو خوب فرابگیرید.

 

در تحقیقی که تازگیا انجام شده مشخص شد که تقریبا نصف ۲۰۰۰ نفری که در مصاحبه شرکت کرده بودن با نزدیک شدن به زمان گفتگو بر سر یک قرارداد احساس نگرانی می کنن. این مطالعه به گفتگو درباره حقوق افراد مربوط می شد و خیلی از افراد در جلب توافق طرف مقابل شون مشکل داشتن. شاید به خاطر نبود اعتماد به نفس، ترس از شکست یا نداشتن مهارتای ساده ی گفتگو باشه که بیشتر صاحبان کسب وکار، هنگام شکل دادن به یک همکاری به کمتر از چیزی که می خواستن رضایت میدن.

گفتگو حرفه ای با ۵ راه حل هوشمندانه  آموزشی

نداشتن مهارتای کسب وکار و تواناییای لازم شما رو مجبور می کنه چیزی که رو که به دنبال اون هستین آزاد کنین. این کار باعث می شه بیشتر از میزانی که می تونین از رابطه تجاری منفعت کسب کنین در اون سرمایه گذاری کنین.

از طرف دیگه توانایی گفتگو بر سر موضوعات دعوا برانگیز و توافقای تجاری به شما امکان می ده که بیشترین سود رو از رابطه هایی که ایجاد می کنین به دست بیارین و از ظرفیتا به بهترین شکل استفاده کنین. با قرار دادن خود یا سازمان تون در موقعیتی که همیشه بتونین بهترین قدمای رو به جلو رو وردارین می تونین پیشرفت خوبی در صنعت تون داشته باشین.

به عنوان یک کارآفرین همیشه در موقعیتی قرار دارین که باید بر سر منافع کسب وکارتان گفتگو کنین. این مسئله به ویژه واسه کسب وکارهایی که تازگیا راه اندازی شدن یا مواردی که حاشیه ی سود بسیار کمی هست از اهمیت خیلی زیادی برخورداره. مثلا به توافق رسیدن واسه معامله با یک تأمین کننده ی بزرگ هنگام راه اندازی یک مغازه اینترنتی بزرگ، چیزیه که فرق بین کسب وکار موفق و ناموفق رو مشخص می کنه.

بهبود مهارتای گفتگو حتی به کارمندان هم کمک می کنه تا بهتر بتونن منافع شون رو دنبال کنن. مثلا ممکنه شما سعی کنین بر سر افزایش حقوق یا حتی ساعات کاری انعطاف پذیرتر موقع تجدید یک قرارداد گفتگو کنین.

با توجه به اهمیت گفتگو واسه نوآوری، مایه ی شرمساریه که خیلی از ما نمی تونیم گفتگو کنندگان خوبی باشیم. اما به یاد داشته باشین که گفتگو جادوگری نیس بلکه مهارتیه که می تونین اونو یاد بگیرین و در اون پیشرفت کنین.

واسه شروع یا بهبود وضعیت شما، این مقاله پنج اصل مؤثر واسه گفتگو و هم راه حلایی رو که می تونین به کار بگیرین توضیح می ده. اما پیش از اینکه وارد این اصول لازم و راه حلا شیم، اجازه بدین توضیح بدیم که چیجوری با یادگیری بهتر گفتگو می تونین سود بیشتری به دست بیارین.

از گفتگو چی عاید شما می شه؟

گفتگو حرفه ای با ۵ راه حل هوشمندانه  آموزشی

فرض کنین که می تونین حقوق ساده تون رو تنها با خواسته کردن، به ۱۰ هزار دلار زیاد کنین یا موقع خرید مواد ساده از پخش کننده تون ۲۵٪ تخفیف بگیرین یا در معامله با یک سرمایه گذار سهم برابری دریافت کنین. اگه هیچ وقت مهارت کافی در گفتگو نداشتین این موارد ممکنه واسه شما غیرممکن به نظر برسه.

اما حقیقت اینه که به کمک مهارتای گفتگو قانع کردن افرادی که با اونا معامله می کنین نه تنها محتمل بلکه ممکن هم هست. در موقعیتایی که درباره حقوق یا دیگر توافقای کسب وکار صحبت می شه، طرف مقابل معمولا توقع داره که با اون گفتگو کنین.

باید توجه داشته باشین که باز کردن باب گفتگو به تنهایی واسه مجبور کردن طرف مقابل به عقب نشینی کافی نیس. اگه طرف مقابل خیلی زود قانع شه شاید فرد مناسبی واسه معامله کردن نیس.

۵ راه و روش اثبات شده واسه یک گفتگو ی موفق

حالا که اهمیت فوق العاده مهارتای گفتگو در همه کسب وکارا واسه تون روشن شد اجازه بدین پنج اصلی رو توضیح بدیم که شما رو به استاد گفتگو تبدیل می کنن.

  • از ارزش و اهمیت خود آشنایی؛
  • جایگاه طرف مقابل رو به درستی درک کنین؛
  • اولویتای خود رو به طور روشن بگید؛
  • مناسب باشین و خود رو واسه اتفاقاتی که پیش بین آماده کنین؛
  • به اصول خود پایبند باشین؛
  • هرکدام از این رویکردها رو میشه در مرحله پیش از گفتگو و درزمان گفتگو استفاده کرد. به بیان دیگر زمانی که می خواید این راه حلا رو اجرا کنین، لازمه قبل از حاضر شدن بر سر میز گفتگو، خود رو آماده کنین و در گفتگو هوشیار و آشنایی.

۱. از ارزش و اهمیت خود آشنایی

گفتگو حرفه ای با ۵ راه حل هوشمندانه  آموزشی

پیش از اینکه به فکر ملاقات با یک کارفرما یا همکار کسب وکار بیفتید لازمه نسبت به دو موضوع تصور روشنی داشته باشین:

  1. با توجه به وضعیت خودتون استاندارهای صنعت چه هستن؛
  2. در مقایسه با کارمندان یا شرکتای متوسط جایگاه شما چیجوریه.

مثلا زمانی که واسه افزایش حقوق تون وارد گفتگو میشید لازمه بدونین افراد دیگری که در منطقه شما و در کل کشور در این جایگاه قرار دارن، چقدر درآمد کسب می کنن. پس از اینکه حدود درآمد متوسط کارمندانی رو که در جایگاه شما قرار دارن، فهمیدین می تونین با فرق گذاشتن بین خودتون و بقیه بر سر حقوق بیشتر گفتگو کنین.

با استفاده از مثالای مشخص از کارکرد گذشته تون، دلایل ملموسی ارائه کنین که نشون بده شما در مقایسه با افراد متوسط لیاقت حقوق بیشتری دارین. اگه جایگاه خاصی به شما پیشنهاد شده به این معناست که مصاحبه کننده ی شما پیش از این به این باور رسیده که شما نسبت به بقیه برتریایی دارین؛ درنتیجه هیچ دلیلی وجود نداره که شما به حقوق پایه راضی شید.

شما به عنوان شرکتی که واسه همکاری در یک کسب وکار وارد گفتگو شده، باید قادر باشین به طور دقیق توضیح بدین که به چه دلیل بقیه باید خواهان کار کردن با شما باشن.

برخلاف زمانی که با یک کارفرما گفتگو می کنین، یک تأمین کننده یا تولید کننده شاید شرکای دارای صلاحیت خیلی زیادی داره که می تونه اونا رو واسه کار کردن انتخاب کنه. اگه اونا به این نتیجه نرسند که شما در مقایسه با بقیه چیزای بیشتری واسه ارائه کردن دارین، شاید کسب وکارشان رو با افراد دیگری دنبال می کنن.

به طورکلی شما هنگام گفتگو با یک تأمین کننده می تونین به سه روش شرکت خودتون رو از بقیه جدا کنین:

  • نوید دادن موافقت؛
  • نوید دادن رابطه دراز مدت؛
  • نوید دادن رشد.

اگه طرف مقابل به شما اعتماد کنه دست کم می تونه واسه تولید حجمی مشخص در یک دوره زمانی طولانی به شما تکیه داشته باشه. می تونین با شرکای پنهون ی کسب وکارتان درباره احتمال افزایش سفارش در آینده صحبت کنین. ایجاد این چشم انداز که شرکت شما در آینده معامله های بیشتری انجام میده، شما رو به یک شریک خوب واسه همکاری تبدیل می کنن. شما در کنار باخبر شدن از ارزش خودتون می خواید مطمئن شید که با انجام یک معامله بیشترین سود رو به دست میارید.

مثالی که می خوام بزنم رو در نظر بگیرین:

شما به دنبال تأمین کننده ای واسه یک کالای خاص هستین و انتخابای خود رو به سه شرکت محدود کردین. تأمین کننده ای که باور دارین بیشترین ارزش رو واسه شما داره، بالاترین قیمت رو هم پیشنهاد داده.

سه گزینه جلو شماس:

شما می تونین با این شرکت وارد معامله شید و کمی ضرر مالی متحمل شید اما مطمئنین که رابطه تجاری ایجادشده به مدت طولانی برقرار هستش.

می تونین به سراغ یکی از دو شرکت دیگر برید و در هزینه ها صرفه جویی کنین اما آینده رابطه تون نامعلوم هستش.

یا می تونین قیمت پیشنهادی دو شرکت دیگر رو واسه شرکت اول بفرستید و از اون بخواهید که یکی از دو قیمت ارزون تر رو قبول کنه.

با اینکه در پیش گرفتن یکی از دو سناریوی اول حتما باعث فاجعه نمی شه اما موقعیت سوم به شما کمک می کنه از امتیازات هر دو سناریو بهره مند شید: شما به کالایی که می خواید با قیمت کمتر دست پیدا کردین و با شرکتی وارد معامله شدین که میدونید بهترین نتیجه رو واسه شما داره.

گفتگو کردن بر سر یک معامله بهتر به معنی «رسیدن به چیزی که سزاوار اون هستین» نیس. بلکه به چیزی مربوط می شه که شما می تونین واسه طرف مقابل جفت و جور کنین تا باری از دوش اونا برداره و در مقابل اونا هم نیازای شما رو برآورده کنن. به بیان دیگر گفتگو فقط به معنای قانع کردن بقیه نیس تا چیزی رو که می خواید به شما بدن بلکه فرایندیه که درزمان اون منافع مشترک پیدا می کنین.

۲. جایگاه طرف مقابل رو به درستی درک کنین

گفتگو حرفه ای با ۵ راه حل هوشمندانه  آموزشی

حالا که به طور روشن میدونید در گفتگو به دنبال چی هستین و واسه تضمین خروجی باید چی رو پیشنهاد بدین، لازمه بدونین که طرف مقابل میتونه چی به شما بده.

در سناریوی حقوق با اینکه شما باید حقوق متوسط بقیه در جایگاه خودتون رو بدونین و با اعتماد به نفس بر ارزش بیشتر خود نسبت به افراد متوسط تأکید کنین، باید یک پیشنهاد ریشه ای هم به شرکت ارائه کنین.

در معامله های b2b باید تا جایی که می تونین درباره خواستهای طرف مقابل از توافق اطلاعات داشته باشین. همونجوریکه در بخش قبلی بیان شد لازمه واسه جفت و جور کردن نیازای طرف مقابل تون آماده باشین و امید داشته باشین که با انجام این کار وضعیت ساده ی اونا رو قدری بهتر کنین.

ممکنه مؤلفه هایی وجود داشته باشه که واسه طرف مقابل هیچ اهمیتی نداشته باشه و هرچقدر هم که سعی کنین معامله رو لذت بخش کنین بازم مؤثر نباشه. این موارد رو خیلی زود مشخص کنین تا وقت خود رو بیهوده صرف اونا نکنین و با بحث کردن بر سر اونا باعث آزار طرف مقابل نشید.

در هرصورت شما می خواید دو عامل اصلی رو مشخص کنین: بالاترین جایگاه ممکن واسه طرف مقابل و محدوده توافق احتمالی اونا.

بالاترین جایگاه ممکن به بیشترین سود خروجی مربوط می شه که هر کدوم از دو طرف به طور مناسب می تونه با گفتگو به دست بیاره. اگه شما مشغول فروش یک محصول یا ارائه خدمات هستین، تولید پایانی تون بالاترین نرخیه که می تونین برعهده بگیرین و اگه در گفتگو در طرف خریدار قرار دارین تولید پایانی کمترین قیمتیه که پرداخت می کنین.

در بین تولید پایانی شما و تولید پایانی طرف مقابل، محدوده توافق احتمالی هست. شاید شما و طرف مقابل میتونین بر سر این موارد به توافق برسین.

سناریوی زیر رو در نظر بگیرین و فرض کنین که شما خریدار هستین:

  • شما می خواید واسه محصول ۱۰۰۰ دلار پرداخت کنین؛
  • شما می خواید واسه محصول ۵۰۰۰ دلار پرداخت کنین؛
  • شما می خواید واسه محصول ۷۰۰۰ دلار پرداخت کنین.
این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   گفتگو چیه؛ مراحل انجام یک گفتگو موفق رو بشناسین 

در سناریوی اول پیشنهاد شما خنده داره. خرده فروش می خواد از معامله کمه کم ۵۰۰۰ دلار سود کسب کنه. وارد شدن به میز گفتگو با قیمت پیشنهادی ۱۰۰۰ دلار بی معطلی گفتگو رو متوقف می کنه.

در سناریوی سوم پیشنهاد شما بسیار بیشتر از چیزیه که طرف مقابل انتظار اونو داره. اگه شما با پیشنهاد ۷۰۰۰ دلار وارد میز گفتگو شید، درحالی که اونا بیشترین حد انتظار ۶۰۰۰ دلار رو دارن، پیشنهاد شما بی معطلی قبول می شه و هیچ گفتگو ای شکل نمی گیره. اینطوری شما ضرر می کنین.

سناریوی دوم (واسه شما و طرف مقابل) از همه واقعی تره. با اینکه خرده فروش سعی می کنن که شما قیمت بیشتری پرداخت کنین اما بازم میشه بر سر قیمت مطلوب شما چانه زنی کرد.

فایده دیگر دانستن جایگاه طرف مقابل اینه که می تونین مواردی رو که واقعا واسه تون اهمیتی ندارن وارد معامله کنین و اجازه بدین که طرف مقابل پیروزیای آسونی داشته باشه.

ممکنه به طور قطع بدونین که طرف مقابل با موارد x، y و z موافقت نمی کنه و واسه شمام اهمیتی نداره که این موارد انجام شن یا نه. اما شما این موارد رو در پیشنهاد ساده تون وارد می کنین و زمانی که طرف مقابل اونا رو مطرح کرد، شما از اونا صرف نظر می کنین. اینطوری طرف مقابل احساس می کنه معامله خوشایندی داشته و شاید در آینده بر سر مواردی که واقعا واسه شما مهمه موافقت می کنن.

شما با درک جایگاه طرف مقابل می تونین خود رو در وضعیتی قرار بدین که بیشترین سود رو از معامله کسب کنین و در عین حال مطمئن میشید که طرف مقابل احساس احترام کرده و مشتاقه که با شما وارد گفتگو شه.

۳. اولویتای خود رو به طور روشن بگید

گفتگو حرفه ای با ۵ راه حل هوشمندانه  آموزشی

حالا شما میدونید که باید چی پیشنهاد بدین و طرف مقابل ممکنه چی به شما پیشنهاد بده. پس حالا وقت اینه که موضع خود رو به درستی مشخص کنین. به بیان دیگر لازمه مشخص کنین که دقیقا می خواید در جلسه ی گفتگو به چه چیز دست پیدا کنین و حاضرید از چه چیزایی صرف نظر کنین.

فرقی نمی کنه شما فردی باشین که واسه یک قرارداد کاری گفتگو می کنه یا رئیس شرکتی که وارد توافقی واسه کسب وکار شده؛ به هر حال لازمه دو چیز رو بدونین: «بهترین جانشین واسه توافق تحت گفتگو» و هم «بدترین جانشین واسه توافق تحت گفتگو».

بهترین جانشین مقدار ارزشی رو که شما می تونین خارج از این گفتگو به دست بیارین، تعریف می کنه. اگه چیزی که طرف مقابل گفتگو به شما پیشنهاد می ده کمتر از اینه، توافق باعث می شه که شما با ضرر روبرو شید. از طرف دیگه اگه چیزی که پیشنهاد می ده بیشتر از چیزیه که انتظار اونو دارین در این صورت سود خوبی کسب می کنین.

بدترین جانشین برعکس چیزیه که در بالا گفتیم و به عنوان بدترین سناریو شناخته می شه. بدترین جانشین نشون دهنده چیزیه که شما با ترک میز گفتگو از دست میدید. به طورکلی بدترین جانشین با شرایط نامطمئن سر وکار داره: تمایل دارین به خاطر احتمال ضرر کردن در آینده اولویت هاتون رو زیر پا بذارین؟ یا باید روی اولویت هاتون تمرکز کنین یا معامله رو رد کنین و به دنبال جای دیگری واسه ادامه کار باشین.

مجله حقوقی هاروارد بدترین جانشین رو این جور توضیح می ده:

«هنگامی که در بازار بر سر یک قالیچه چانه میزنین، میدونید که می تونین قالیچه ی مثل اونو در مغازه ی بغل دستی به قیمت ۱۰۰ دلار بخرین. فرض کنین شما فقط یک قالیچه می خواید، در این صورت بیشتر از ۱۰۰ دلار چانه زنی نخواهید کرد».

بدترین جانشین در این سناریو ممکنه این باشه که شما مطمئن نیستین که یکی از رقبا قالیچه رو به قیمت ارزون تر از ۱۰۰ دلار می فروشه یا نه، اما زمانی که فروشنده از شما ۱۱۰ دلار طلب می کنه خواسته اونو رد می کنین. بعد به مغازه ی بغل دستی می روید و متوجه میشید که همون قالیچه به قیمت ۱۵۰ دلار فروخته می شه. بعد پیش فروشنده اول باز می گردین، اما اون به اشتباه خود پی برده و قیمت رو به ۱۵۰ دلار افزایش داده».

البته این مثال بیش ازحد ساده شده و در جهان واقعی بیشتر از یک متغیر در گفت و گوا نقش بازی می کنه. به این دلیله که باید بدونین می خواید واسه توافق بر سر چه مواردی گفتگو کنین یا از اونا رد شید و هم چه مواردی هستن که اصلا از اونا کوتاه نمی آیید.

پیش از اینکه وارد گفتگو شید همه متغیرهای ممکن رو در نظر بگیرین و بعد اونا رو اولویت بندی کنین. اهمیتی که واسه هر متغیر قائل میشید به شما کمک می کنه مشخص کنین مواردی که طرف مقابل پیشنهاد می ده با خواستهاتون هماهنگه یا بهتره به دنبال معامله بهتری باشین.

۴. مناسب باشین و خود رو واسه اتفاقاتی که پیش بین آماده کنین

گفتگو حرفه ای با ۵ راه حل هوشمندانه  آموزشی

این پیشنهادا با نکات اصلی ای که پیش از این در مقاله بحث کردیم هماهنگ هستن. بدونین هرگروه چه چیزایی می خواد و چه ارزشایی رو میشه پیشنهاد داد. اما دانستن مقصود ساده ی افراد، تنها شروع ایجاد یک راه حل گفتگو ی مؤثره. واسه اینکه مهارتای گفتگو تون رو به سطح بعد ببرین لازمه پیش بینی کنین که کل جلسه ی گفتگو چیجوری پیش میره.

درست مثل یک شطرنج باز خوب که می تونه پیش بینی کنه جواب به حرکت هاش چیجوری هستش، یک گفتگو کننده ی خوب هم می تونه حدس بزنه که خواستهای ساده اش در جهان واقعی چیجوری شکل می گیرن.

واسه این منظور لازمه تا جایی که می تونین مناسب باشین و تموم تمایلات تون رو در جهت خواسته هاتون هماهنگ کنین. به بیان کوتاه شما در سعی هستین تا مشخص کنین که فرضیات تون تا چه حد به تحقق می پیوندند.

اول اعتبار پیشنهادهایتان رو آزمایش کنین. انجام عمل x واقعا ارزش y رو به طرف مقابل کسب وکار اضافه می کنه؟ چیزی که طلب می کنین و چیزی که از دست میدید واقعا یک معامله؟ واقعا قادر هستین چیزایی رو که وعده دادین، جفت و جور کنین یا قولایی دادین که نمی تونین به اونا عمل کنین؟

جواب به این سوالا ممکنه ساده باشه یا اختلافایی بر سر اون وجود داشته باشه. مشخص کنین تا چه حد می تونین به چیزایی که در توافق وعده دادین پایبند باشین در این صورت بهتر می تونین نتیجه معامله رو پیش بینی کنین. اما بازم پیش از ملاقات با طرف مقابل کارایی هست که باید بکنین.

پس از اینکه فعالیتایی رو که باید بکنین، مشخص کردین، سعی کنین اقدامات احتمالی طرف مقابل درزمان بحث رو پیش بینی کنین. استدالا، استدلالای مخالف، سوالا و نگرانیایی رو که ممکنه در بخشای مختلف گفتگو بگن پیش بینی کنین. این کار نه تنها به شما کمک می کنه مواضع طرف مقابل رو رد کنین و اهداف خود رو پیش ببرین بلکه کمک می کنه نقاط ضعف استدلالای خود رو که باعث برتری طرف مقابل می شه هم مشخص کنین.

اگه امکانش هست با یکی از همکاران تون جلسات آزمایشی گفتگو برگزار کنین تا علم تون رو در عمل به کار بگیرین. پس از اینکه استدلا ل هاتون رو تمرین کردین یک بار دیگر گفتگو رو تمرین کنین و این بار در نقش طرف مقابل قرار بگیرین. این کار به شما کمک می کنه مناسب باقی بمونین و نقاط ضعف استدلال هاتون رو مشخص کنین.

انجام این کارا به شما کمک می کنه با اعتماد به نفس بیشتری وارد گفتگو شید و پس در بحث به طور مستقیم به سراغ چیزایی برید که از معامله توقع دارین.

مهمه بتونین پیش بینی کنین که چه عناصری ممکنه در بحث از قلم بیفته. زمانی که بر سر یک همکاری یا سرمایه گذاری مشترک گفتگو می کنین، شک نداشته باشین بر سر بعضی از مؤلفه ها گفتگو می کنین، اما مهمه که بر سر اهداف بازاریابی و دیگر معیارهای کلیدی هم گفتگو کنین. واسه اینکه همکاری رو موفق آزمایش کنین می خواید درزمان یک ماه، یک فصل یا سال آینده چه اتفاقی بیفته؟ تعداد معامله ها مهمه یا مشتریا یا درآمد؟

انتظارات شما از شریک تون چیه؟ اگه شروع همکاری در یک تاریخ مشخص مهمه، مطمئن شید که درباره اون بحث کردین. همکاریای خیلی زیادی وجود دارن که بسیار خوب شروع شدن اما به خاطر این که درباره چارچوب زمانی و شروع کار بحث نشده بوده، پایان بسیار ناجوری داشتن.

۵. به اصول خود پایبند باشین

گفتگو حرفه ای با ۵ راه حل هوشمندانه  آموزشی

زمانی که به گفتگو نزدیک میشید لازمه دو چیز رو به خاطر داشته باشین:

  • همیشه به دنبال راه حلای برد-برد باشین؛
  • احساسات و خودپسندی رو وارد گفتگو نکنین.

این اصل رو به این صورت هم میشه گفت که «متقلب نباشید». شاید متوجه شدین که ما در این مقاله هیچوقت طرف مقابل گفتگو رو «حریف» شما قلمداد نکرده ایم، چراکه اونا واقعا حریف شما نیستن. زمانی که بر سر میزان حقوق تون گفتگو می کنین کارمند پنهون ی اونا هستین. زمانی که بر سر مؤلفه های یک توافق کسب وکار گفتگو می کنین، این کار رو با یک همکار پنهون انجام میدید. این افراد دشمنان شما نیستن.

درنتیجه با اینکه هدف شما هنگام گفتگو رسیدن به بهترین معامله ممکنه، اما شما نمی خواهید سر طرف مقابل کلاه بذارین. به جای اینکه سعی کنین این افراد رو به طرف خودتون بکشین به دنبال نقطه ای باشین که به حد وسط نزدیک باشه. به جای اینکه به فکر پیروزی سریع باشین، به دنبال منافع مشترک دراز مدت باشین. به جای اینکه سعی کنین با کمترین سعی بیشترین سود رو از طرف مقابل به دست بیارین، سهم خود رو به شکل مساوی ادا کنین تا هردو طرف سود ببرین.

ممکنه کنار گذاشتن خودخواهی در لحظاتی از گفتگو کار سختی باشه اما باید این کار رو بکنین. اگه اجازه بدین که احساسات شما وارد مراحل تصمیم گیری بشن، طرف مقابل می فهمه که شما واسه شروع کار آماده نیستین یا سراسیمه شدین و ممکنه به طور کامل کارکردن با شما رو آزاد کنه.

اگه به چیزی که از معامله توقع داشتین به طور کامل دست پیدا نکردید، اونو شکست قلمداد نکنین.

مهارتای گفتگو ی خوب می تونه کسب وکار شما رو پیش ببره

مهارتای گفتگو کمک زیادی به زندگی شما می کنن. با اینکه قانع کردن شریک زندگی تون واسه اینکه به شما اجازه بده یک شب با دوستان تون بیرون باشین کار سختیه اما در کسب وکار وضعیت این اینجور نیس. با استفاده از این مهارت ها می تونین موفقیتای بسیاری واسه کسب وکارتان به دست بیارین و بدون اونا ممکنه منافع بسیاری رو از دست بدین.

در هر گفتگو ای جواب بله بگیرین، گفتگو بر سر حقوق بیشتر، معاملات بزرگ و حتی یک کار روزمره


دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید