در ده اول قرن ۲۱ شاهد دو بحران اقتصادی بوده ایم که باعث نابودی کامل بعضی از شرکتای بزرگ و مهم شد. این موضوع باعث شد تا رهبران سازمان به این فکر بیفته که چیجوری می تونن در این شرایط بحرانی کارکرد اثر داشته باشن تا بتونن با موفقیت به باقی موندن خود ادامه.

اما، «موفقیت» حقیقتا به چه معناست؟ به معنی سود بالا یا بالاتر رفتن ارزش سهامه؟ یا به معنی مفیدتر بودن، آینده نگری و کار کردن به شکل ایه که در شرایط بحرانی باقی موندن شرکت رو تضمین کنه؟

اگه راه حل شما واسه رسیدن به موفقیت طبق ی سود ساخته شده باشه، شاید توجه کافی به اثرات بلندمدت تصمیم گیریای خود نخواهید داشت. مثلا، می تونین واسه افزایش سود خود، قیمت اجناس تون رو افزایش بدین یا اینکه با تخفیف یهویی در قیمتا سود فصلی خود رو زیاد کنین و سرمایه گذاران و سهامداران شرکت خود رو راضی نگه دارین.

این نوع تصمیم گیریا شاید در بلندمدت سهم بازار، توانایی رقابت کردن و کیفیت اجناس تون رو تحت اثر قرار میده. این مسئله بر توانایی شما در جذب و حفظ کارشناسان باهوش و کارکنان بااستعداد در سازمان تون هم بسیار اثرگذاره.

همه افراد می خوان با داشتن تیما و پروژه های مقرون به صرفه و کم هزینه، عملکردی سودآور و موثر داشته باشن. هیچکی نمی خواد اهداف کوتاه مدت خود رو ندیده بگیره، اما قربونی کردن سودآوری بلندمدت واسه سودهای کوتاه مدت، راه حل مناسبی نیس. در آخر، باید توانایی سودآوری در بلندمدت رو در خود بسازین و به بیشترین حد برسونین. یکی از راه های رسیدن به این هدف، استفاده از مدیریت طبق ارزش (VBM) است.

در این مقاله نگاهی خواهیم انداخت به معنی مدیریت طبق ارزش و راه حلایی رو مشخص می کنیم که می تونین از اونا واسه بالا بردن ارزش کلی سازمان خود استفاده کنین. نقاط ضعف و ایرادات VBM رو هم بررسی می کنیم و می بینیم که استفاده از VBM در چه زمانی ممکنه مناسب نباشه.

نکته:

این مقاله بر اجرا مدیریت طبق ارزش در موردای سازمانی تمرکز داره. اما در صورت مثل بودن اهداف کلی، از این مقاله می تونین در اجرا ایده های سازنده VBM در یک بخش یا یک تیم کوچیک هم استفاده کنین.

اصول مدیریت طبق ارزش

در راه و روش مدیریت طبق ارزش (VBM)، هدف کلی به بیشترین حد رساندن ارزش سازمانه که به این معناست که تصمیماتی که امروز گرفته می شن فقطً واسه رسیدن به سود کوتاه مدت نباشن. اگه اثرات بلندمدت تصمیمات خود بر سودآوری و پایداری سازمان خود رو در نظر داشته باشین، درخشش اونو درآینده و در جریان نقدی به دست اومده به وسیله سازمان، مشاهده می کنین.

VBM از افراد و کارکنان شرکت می خواد تا مثل صاحبان شرکت فکر کنن و تصمیمات شون رو طوری در پیش گرفتن کنن که در آخر به سود شرکت باشه. مدیران باید به طور همیشگی به دنبال رشد فرصتا و سرمایه گذاری روی فرصتایی باشن که به ایجاد ارزش منجر شن و از سرمایه های شرکت به شکل ای استفاده کنن که موفقیت بلندمدت اونو تضمین کنه.

یکی از اصول بنیادی VBM، باور به این موضوعه که جریان نقدی و رشد در آینده، منبع ارزش سازمان هستن. طرفداران راه و روش VBM تصمیمات خود رو فقطً با تکیه بر اندازه های مالی و برپایه ی شاخصای حسابداری (مثل درآمد فصلی، سود هر سهم و نسبت قیمت سهم به سود به دست اومده) در پیش گرفتن نمی کنن. این کار ممکنه کار سختی باشه به ویژه هنگامی که فشار خیلی از طرف سرمایه گذاران موقت بر شرکت و مدیران اون اعمال می شه.

VBM هم یک نوع فلسفهه و هم یه جور روش شناسایی. این راه و روش مشخص می کنه که تصمیماتی که به شکل روزانه در پیش گرفتن می کنین همه در ارزش سازمان نقش دارن. پس VBM باید در کل سازمان جاری شه و نه فقط در سطح مدیران و هیئت مدیره. افراد در سطوح مختلف سازمان باید در حرکت به طرف این ارزش کلی مشارکت داشته باشن.

نقاط ضعف VBM

هر چند راه و روش مدیریت طبق ارزش می تونه باعث بالابردن ارزش سازمان شه، اما باید به یاد داشته باشین که واسه همه مواقع و شرایط مناسب نیس. چون که این راه و روش، هدفی بلندمدته که بر پیش بینیا و فرضیات در مورد اینکه چی می تونه در افزایش ارزش سازمان نقش داشته باشه؛ تکیه داره.

مثلا، هنگامی که مطمئن هستین ارتقای سیستم نرم افزاری شرکت با افزایش اثر فرآیندها باعث ایجاد ارزش میشه و این کار پتانسیل زیادی واسه افزایش سهم بازار داره، پیش بینی اثرات یک فناوری جدید که خدمات شما رو به کلی پریشون و از میدون ی رقابت خارج می کنه بسیار سخته.

اگه از VBM به عنوان تنها ملاک تصمیم گیری و کارکرد استفاده کنین، ممکنه مجبور به فاصله گرفتن از پروژه ها و راه حلایی بشین که خاطر جمع نبودن بسیاری در مورد خروجیای اونا هست. اما از طرف دیگه ممکنه این موضوع اثر بسیاری در رشد و پایداری بلندمدت سازمان شما داشته باشه. واسه همین این راه و روش ممکنه مثلا واسه تکنولوژیای جدیدی که در مراحل ساده ی ورود به بازار قرار دارن، خیلی مناسب نباشه.

استفاده از این راه و روش ممکنه واسه شرکتایی که ثابت شدن و به مدتای طولانی استفاده ی موفقی از یک مدل کسب وکار مشخص داشتن، مناسب نباشه. مثلا شرکتای فعال در بخش ی جنسای پایه، مثل صنایع چوب و فولاد که بازار و سهام پایدار و ایستایی دارن، ممکنه به این نتیجه برسن که اجرا راه و روش طبق ارزش بیشتر از اونکه واسه اونا دستاوردهای پنهون ای داشته باشه می تونه در روند کار اونا اخلال بسازه. پس در ایجاد ارزشای سازمانی جدید، باید به این نکته توجه کامل داشته باشین که پروژه هایی که به عنوان بخشی از فرایند مدیریت طبق ارزش انتخاب می کنین نباید از ارزش کاری که الان درحال انجام اون هستین کم کنه.

راه و روش VBM می تونه باعث شه که نگاه اجتماعی به مسائل کسب وکار خود رو از دست بدین و یا شاخصای غیرمالی خود نسبت به موفقیت شرکت رو ندیده بگیرین. این که شرکت شما خوب رسالتای اجتماعی و انسانی اش رو به انجام برسونه می تونه ارزش زیادی به دنبال داشته باشه. پروژه های هزینه بر واسه کاهش اثرات منفی فعالیتای شرکت بر محیط زیست، ممکنه به کام سهامداران زیاد خوش نیاد و از نظر اونا ارزشی به شرکت اضافه نکنه، اما اگه با یک دید وسیع تر به ارزشای اجتماعی به این پروژه ها نگاه کنین، می بینین که واقعا می تونن در ایجاد ارزشی پایدار و بلندمدت مفید ثمر باشن. به همین صورت، واسه بعضی از صنایع، در اولویت قرار دادن نیازای سهامداران بالاتر از نیازای بقیه ذی نفعان (مثل مشتریان، کارمندان) می تونه نتیجه معکوسی به دنبال داشته باشه و در آخر به ضرر شرکت تموم شه.

پس، این موضوع از اهمیت بسیاری برخورداره که از رویکردهایی مثل VBM در اندازه و از یک دید مشخصی استفاده کنیم که با اهداف و مأموریت کلی سازمان هماهنگی داشته باشه.

نکته:

جک ولچ Jack Welch (مدیرعامل سابق شرکت جنرال الکتریک) یکی از مدافعان حداکثرسازی ارزش سازمان، در مصاحبه ی معروفی در سال ۲۰۰۹ گفت که «ایده ی بهتر دانستن ارزش مربوط سهامداران احمقانه ترین ایده ی دنیاست.» ولچ باور داره که ارزش مربوط به سهامداران باید به عنوان نتیجه حاصل از اجرا یک راه حل به دست بیاد، نه اینکه خودش تبدیل به یک راه حل شه.

این مطلب رو هم توصیه می کنم بخونین:   گفتگو حرفه ای با ۵ راه حل هوشمندانه 

نکته مورد نظر ولچ این بود که نمیشه گفت که راه حل ما بیشترین حد کردن ارزش سازمانه، چون که این بیان باعث به وجود اومدن نتایج محسوسی که افراد سازمان رو انگیزه مند کنه، نمیشه. بلکه اون به فکر بود که واسه ایجاد ارزش باید راه حلای موفق رو اجرا کنین و VBM می تونه بخشی از اجرای اون راه حل به حساب بیاد.

اجرا مدیریت طبق ارزش

مراحل مشخصی واسه پیاده کردن مدیریت طبق ارزش در یک سازمان وجود نداره و همونجوریکه اشاره شد، این راه و روش بیشتر یک مدل ذهنی و یک روش و روش. واسه اجرا این راه و روش به یک برنامه تغییر و تغییر رسمی نیازه که شروع کننده ی راهی واسه سازمانه که با تعهد به ایجاد ارزش به انتها خواهد رسید.

اما واسه موفقیت در شروع و اثبات این راه، چار نکته کلیدی هست:

  1. شناخت و درک محرکای ارزش
  2. تهیه یک راه حل جهت حداکثرسازی ارزش
  3. تعیین اهداف عملکردی کوتاه مدت و بلندمدت
  4. تعیین شاخصای اندازه گیری کارکرد جهت پشتیبانی از اهداف طبق ارزش

۱. شناخت و درک محرکای ارزش

جهت ایجاد ارزش و به بیشترین حد رساندن اون، باید منابع ارزش رو بشناسین. اینکه فقطً بخواهید ایجاد ارزش کنین کافی نیس و باید بدونین که چیجوری میشه این کار رو انجام داد. ً ایجاد ارزش هنگامی صورت میگیره که میزان بازگشت سرمایه بیشتر از هزینه سرمایه باشه.

اول، همه روشایی رو که از راه اونا منابع در سازمان شما سرمایه گذاری شدن، مورد بررسی بذارین و بعد ارزش این منابع رو آزمایش کنین. طبیعتا بعضی از این آزمایشا مالی هستن. مثلا، قبل از سرمایه گذاری، تحلیلی کامل از جریانای نقدی آینده انجام بدین و از خود بپرسید که این سرمایه گذاری چیجوری می تونه در بلندمدت، واسه شما و سهامداران شرکت سودمند باشه.

سازمان شما ممکنه به شکلای مختلفی ارزش آفرین باشه و شما نتونین خیلی راحت همه این ارزشا رو اندازه گیری و آزمایش کنین. مثلا، وقتی که واسه مشتریان خود ارزشی ایجاد می کنین ممکنه واقعا واسه سازمان خود و سهامداران اونم ارزشی ایجاد کرده باشین.

واسه شناسایی و اندازه گیری بخشای کلیدی در شرکت خود از بررسی زنجیره ارزش استفاده کنین. با کمک این بررسی می تونین ارزش کلی سازمان خود رو به بیشترین حد برسونین. (سعی کنین به درستی واسه سوالات زیر جواب مناسبی پیدا کنین)

  • چیجوری می تونین خدمات بهتری ارائه کنین؟
  • در کدوم قسمتای سازمان خود می تونین اثر رو زیاد کنین و بازگست سرمایه بیشتری به دست بیارین؟
  • چیجوری می تونین از منابع خود (انسانی و مالی) طوری استفاده کنین که بیشترین ارزش ممکن رو بسازین؟

۲. تهیه یک راه حل جهت حداکثرسازی ارزش

واسه اجرا موفق یک برنامه VBM داشتن یک الگوی ذهنی ارزش گرا، چیزی ضروریه و این الگوی ذهنی باید در بالاترین سطح سازمان بوجود اومده و بعد در تموم سطوح سازمان جاری شه. با یک راه حل طبق ارزشِ شفاف و روشن، می تونین نشون بدین که ارزش سازمان از دیگر معیارهای موفقیت، مهمتره و به شما کمک می کنه که اقدمات و تصمیمات افراد خود رو به طرف ایجاد ارزش هدایت کنین.

مدیریت طبق ارزش چارچوبی جفت و جور می کنه تا با استفاده از اون به بررسی همه تصمیم گیریای درون سازمان بدین. موقع تهیه یک راه حل VBM واسه سازمان خود و واحدهای مختلف اون از نکات زیر پیروی کنین:

  • بررسی کنین که چیجوری ارزش پشت هر راه حل رو تعریف کردین. به فرضیاتی که ارزش سازمان رو تحت اثر قرار میدن توجه داشته باشین و این بررسی رو در مورد راه حلای دیگری که به عنوان انتخاب جلو شمان هم به کار ببرین.
  • وزن ارزش هر کدوم از انتخابای هدفمند خود رو در نظر داشته باشین.
  • منابع (سرمایه ها) مورد نیاز واسه هر راه حل رو مشخص کنین. پول و پله و سرمایه و غیر مالی رو به یک اندازه مورد توجه بذارین.
  • مدیریت بر اساس ارزش چیه؟ " آموزشی

  • بررسی کنین که در مقایسه با رقبا، انتظار چه میزان بازگشت ارزش رو دارین. قاعدتا می خواید نسبت به رقبا واسه مشتریان و سهامداران شرکت ارزش بیشتری بسازین.
  • به گزینه های جایگزینی که می تونن روی رقابت شما موثر باشن توجه کنین. این گزینه ها عناصر مهمی واسه ارزش کلی سازمان به حساب می رن.

۳. تعیین اهداف کارکرد کوتاه مدت و بلندمدت

وقتی شروع به استفاده از یک راه حل برگرفته از راه و روش مدیریت طبق ارزش کردین، اون وقت می تونین اهداف عملکردی خود رو مشخص کنین تا مطمئن شید که همه افراد در سازمان به طرف این اهداف مشترک قدم بر می دارن. اینطوری فرهنگ مدیریت طبق ارزش در سازمان گسترش پیدا میکنه. هنگامی که بشه روی هر فرد واسه رسیدن به نتایج ارزش محور حساب کرد، اون وقت ایده ی ارزش سازمانی تبدیل به یک ارزش مشترک در کل شرکت میشه.

جهت پیشرفت و گسترش این ایده، چگونگی رابطه اهداف کارکرد با ارزش سازمان رو خوب واسه افراد روشن کنین. مثلا رابطه مستقیمی بین برنامه ۱۰ ساله، برنامه ۳ ساله و برنامه یک ساله ی شرکت بسازین. وقتی به طور روشن، رابطه کارکرد و نتایج (خروجیا) رو مشخص کردین، اون وقت درک اونا واسه افراد بسیار آسون تر هستش؛ مدیریت بر مبنای اهداف، سیستم مفیدی واسه انجام این کاره.

واسه اینکه افراد خوب اهداف رو دنبال کنن به برنامه های عملیاتی منسجمی نیاز دارین. این برنامه ها راه حل شما رو به مراحل عملیاتی کوچیک تر واسه رسیدن به اهداف و افزایش ارزش سازمان، تقسیم می کنه. اندازه گیری ارزش به عنوان یک هدف،، اصلاً کار ساده ای نیس، پس برنامه های عملیاتی ساختار روزانه ای ایجاد می کنن تا مدیریت طبق ارزش با موفقیت همراه شه.

۴. تعیین اندازه های اندازه گیری کارکرد جهت پشتیبانی از اهداف طبق ارزش

مطمئن شید که سیستم مدیریت کارکرد شما، هدف پایانی تون، یعنی حداکثرسازی ارزش سازمانی رو تقویت و پشتیبانی کنه. وقتی بشه چیزی رو اندازه گیری کرد احتمال اونکه بشه اونو خوب انجام داد افزایش پیدا می کنه. پس، باید اندازه های اندازه گیری مشخص و ویژه ای داشته باشین تا بتونین به همه افراد انگیزه لازم رو بدین تا در جهت راه حل طبق ارزش مورد نظرتون قدم بردارن. به یاد داشته باشین که بسیار مهم و حیاتیه که بین کارکرد هر کدوم از افراد و راه حل بلندمدتان پیوند ایجاد کرده و چگونگی این پیوند رو خوب واسه افرادتان روشن کنین.

راهنماییای زیر رو به یاد داشته باشین:

  • دیدی بالاتر از اندازه های مالی واسه آزمایش کارکرد داشته باشین.
  • مطمئن شید که افرادی که روی اونا حساب کردین می تونن بر نتایج، اثر مورد نظرتون رو داشته باشن. افراد باید احساس کنن که سعی هاشون به طور مستقیم بر اهداف و عملکردشون اثر می ذاره.
  • اندازه هایی بسازین که وقتی ارزشی ایجاد نمی کنین این موضوع رو نشون بدن. با این کار این فرصت رو پیدا می کنین که قبل اینکه مشتریان و سهامداران به این موضوع واکنش منفی نشون بدن، خودتون تغییرات لازم رو واسه ایجاد ارزش اعمال کنین.
  • از برنامه های تشویقی و انگیزشی مربوط به ارزش ایجاد شده استفاده کنین. با تقدیر از فعالیتای ارزش محور، باعث افزایش این جور فعالیتا میشید.
  • اندازه های اندازه گیری کارکرد طبق ارزش رو در همه سطوح سازمان به کار بگیرین.

دسته‌ها: آموزشی

دیدگاهتان را بنویسید