فکر دموکراسی در ایران

از فریدون آدمیت

آن چه فریدون آدمیت را در نوشتارکتب اش از دیگر مورخان ایرانی متمایز می­کند، علاوه بر زدودن پاره­ای ابهام­ها و تاریکی­ها از وقایع تاریخی، روش تاریخنگاری اوست. او علاوه بر این که در کتاب هایش در هر موضوع و زمینه­ای با مراجعه به اسناد، اطلاعات دست اولی می­دهد که برخی از آن­ها پیش از آن در کتاب­های تاریخی نیامده­اند و این اطلاعات با دقت و آگاهی کنار هم می­نشینند، به تحلیل وقایع نیز می­پردازد. آثار او نوعی تاریخ تحلیلی و انتقادی دوره مشروطه است، اما ذکر تحلیلی – انتقادی برای توصیف کتاب­های آدمیت کفایت نمی­کند. او، تاریخ اندیشه یک دوره از ایران را نوشته است و آثار او را نمی­توان در تقسیم بندی­ها صرفا آثار تاریخی نامید، بلکه باید تاریخ اندیشه نامید که گاه به فلسفه تاریخ نیز نزدیک می­شود. او زمانی این شیوه را در پیش گرفت که کتاب­های بسیار کمی در این زمینه در ایران منتشر شده بود و آن کتاب­ها نیز نه به لحاظ ارزش­های نظری و نه به لحاظ حجم در حدی نبودند که بتوانند جریانی را سازماندهی کنند، اما انتشار کتاب­های آدمیت، آن هم در زمانی که بحث­هایی مثل مشروطه، مخاطبان را چندان جذب نمی­کرد، توانست موجی از توجه به مشروطه ایجاد کرده و بر پژوهش­های مربوط به این دوره تاریخی تاثیر بگذارد. با این همه فریدون آدمیت مخالفانی از همه طیف­ها دارد. برخی از نیرو­های غیرمذهبی ایران به خاطر توجه او به نقش روحانیون در مشروطه به آثار او نقد دارند و برخی از مذهبیون هم به خاطر توجه او به نیرو­های غیر مذهبی و روشنفکران غیرمذهبی. کتاب فکر دموکراسی اجتماعی در نهضت مشروطیت ایران شامل دو قسمت است: قسمت اول فصلی است از کتاب مفصل ایدئولوژی نهضت ملی مشروطیت ایران و قسمت دوم این رساله تحقیقی است از افکار محمد امین رسول زاده، متفکر حزب دموکرات ایران و نویسنده‌ روزنامه ایران نو.

3- مبانی ایدئولوژیک حکومت در دوران پهلوی

محمد حسن آصف

پروژه ناقص مشروطه خواهی که در صدد استقرار حکومت قانون بود صرف نظر از جدال روشنفکران و مشروطه خواهان بر سر کلمه « قانون » با دخالت­های روس و انگلیس و شروع جنگ جهانی اول تنها به حفظ استقلال کشور قناعت کرد. به دنبال آشوب­ها و ناامنی­های موجود در کشور پس از انقلاب مشروطه اندیشه­های روی کار آمدن دولت اقتدارگرا و ناسیونالیست در مجامع روشنفکران برلن تبلیغ میشد؛ جملاتی از قبیل کاوه، ایرانشهر و فرنگستان زوجبن اصلی این اندیشه بودند. با این پیش زمینه­ها رضاخان میرپنج با حمایت انگلیسی­ها کودتا کرد و در صدد ساختن دولت مدرن برآمد. به علت خاستگاه غیرمردمی دولت کودتا و سپسحکومت پهلوی، استفاده از مولفه­های مدرن مشروعیت حکومت جایگزین اندیشه سنتی و اسلامی شد. کتاب « مبانی ایدئولوژیک حکومت در دوره پهلوی » به نحوه این جایگزین و تلاش­های حکومت پهلوی برای توجیه سلطه خود میپردازد.

کتاب در 4 فصل سامان یافته است، دو فصل نخست که به مباحث نظری موضوع پرداخته است، ضمن اعتراف به در خور توجه بودن علت اصاله کلام، قدری موجب ملال خواننده می­شود. موضوعاتی از قبیل: تعاریف، تاریخچه و مفهوم ایدئولوژی و ناسیونالیسم مطالب اساسی این بخش­ها هستند. نویسنده ایدئولوژی حکومت را گروهی از هنجار­ها میداند که گروه و یا اجتماع سیاسی برای پاسخگویی به نیاز­های اساسی خود معتبر میداند و دولتمردان تمام مساعی خود را برای تحقق آن­ها به کار میگیرند.

فصول سوم و چهارم که مباحث اصلی کتاب در آن­ها طرح شده است؛ تربیت دوره رضاشاه و پسرش را در بر میگیرد. نویسنده در فصل سوم از مراحل و گون­های تحول و تطور در ایدئولوژی حکومت پهلوی سخن میگوید که در سه مرحله قابل تقسیم است. در دورهاول اقتدارگرایی ملی، مذهبی و باستان گرایی و لیبرال محافظه کاری؛ در دوره دوم کنار گذاشتن ایده­های لیبرال و مذهبی و بازسازی هویت قومی به هویت ملی و در دوره سوم آلمان دوستی، نژادگرایی و برخورد علنی با شعایر مذهبی را می­توان نشان داد.

فصل چهارم به ایدئولوژی حکومت در دوره پهلوی دوم پرداخته است که به نظر نویسنده امتداد ایدئولوژی پهلوی اول است و شاخصه­های اصلی آن ناسیونالیسم فرهنگی محافظهکار و باستانگرا است، با این تفاوت که در این زمان گفتمان لیبرال دموکراسی نیز در عرصه نظام بینالملل وارد
می­شود. در پی آن شاه نیز می-کوشد از مفاهیمی چون آزادی، حکومت، قانون و غیره بهره گیرد.

کتاب با بهره­گیری از انبوهی منابع فارسی و خارجی نگاشته شده است. نویسنده تنها به استفاده و گردآوری مطالب اکتفا نکرده و تا حد امکان تحلیل و موشکافی مطالب را در پیش گرفته است. کتاب با نثری روان، به سامان و در خور فهم تالیف شده است.

4- کتابفراموشخانه و فراماسیونری در ایران

ازاسماعیل رائین

فراموش‌خانه و فراماسونری در ایران کتابی است از دهه هزار و سیصد و چهل خورشیدی، نوشته مورخ، اسماعیل رائین در سه جلد که نخست در ایتالیا و سپس در ایران به چاپ رسید. در این کتاب تاریخ سازمان‌­های سری فراماسونری در ایران و نام چند صد عضو ایرانی این سازمان‌­ها آورده شده است. در این کتاب ده­ها کلیشه از مدرک عضویت، سوگندنامه، دعوتنامه به مجالس و تصاویر ایرانیان فراماسون ملبس به جامه فراماسون‌­ها آورده شده است. این کتاب به کمک ساواک تهیه شد. اسدالله علم به نصیری دستور داد که مدارک تهیه و در اختیار رائین گذاشته شود. سه جلد کتاب اسماییل رائین حاوی اطلاعات مفیدی در مورد فراماسونری در ایران است. جلد یکم کتاب شامل مقدمه­ای بر فراماسونری و پیشینه آن است ٬جلد دوم به ساختار لژ‌­های فراماسونری و تاریخچه آن‌­ها در ایران می‌پردازد و در جلد سوم به طور اختصار لژ‌­های ایران را واکاوی می­کند. در ایران کتاب­ها و
نوشتار­های ضد فراماسونری که عمدتاً توسط نویسندگان مذهبی، ملی گرایان، رادیکال و بنیاد گرایان منتشر شده است، روش بیان تلخ ضد ماسونری اسمائیل رایین را دنبال می­کنند که ماسون‌­ها را به تمام انواع توطئه‌­ها علیه ملت ایران متهم می­کرد. زمینه تکراری این کتاب‌­ها ارتباط ماسونری به نظریه توطئه جهانی انگلیس-صهیونیسم است. هرچند این کتاب­ها اطلاعات اندکی بر کار­های رائین
می­افزایند. هوشنگ شهابی در فصلی با عنوان “هذیان گوئی در تاریخ نگاری ایرانی” در مورد اسماعیل رائین و کتاب معروفش فراموشخانه و فراماسونری در ایران چنین می‌‌نویسد: «اسماعیل رائین، مورّخ تاثیر گذار پیش از انقلاب اسلامی، کتابی چند جلدی در مورد فراماسونری منتشر کرد که در آن تقریبا همه نخبگان جامعه را به فرمانبری از فراماسون‌­ها متهم نمود»

جلد نخست حاوی فصول ۱- ۱۳ کتاب است.

5- كتاب تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران

ملك‌الشعرا بهار

در نگارش كتاب تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران، كتاب خطی تاریخ احمد شهریور را نیز در اختیار داشته و از آن بهره برده است.

  1. مطالعه احوال گذشتگان و بررسی متون تاریخی

بصیرت و توانمندی او در شناخت تاریخ و حلّ معضلات ادبی متون و نسخ قدیم روشن است. وی همچنین با نگارش مقاله‌­های مفید درباره كتب تاریخی گذشتگان و وقایع و حوادث و شخصیت‌­های تاریخی نشان داده كه به تاریخ و ثبت و ضبط حوادث تاریخی علاقه‌مند است.

بی‌تردید یك استاد تاریخ‌شناسی كه از آغاز نهضت مشروطیت تا پایان مجلس ششم به مدت بیست سال در ظهور و بروز بسیاری از حوادث حضور داشته و در بسیاری از وقایع دخیل بوده است، با ذوق و شوق فرهنگی و تعهد اخلاقی و ملّی، می‌بایست تاریخ وقایع آن دوران را به رشته تحریر در آورد و به تحقیق، انتظار عمومی جامعه چنین بوده است.

  1. انگیزه و هدف نگارش

بهار بعد از ماجرای شهریور 1320 ه. ش كه «نفس‌­های پیچیده در سینه‌­ها به جوش آمد و فریاد­ها بلند شد» با آنكه در سكوت بود، ملاحظه كرد و به زبان خودش:

مجاهدان روز شنبه یك یك پیدا شده در میدان تاریخ و سیاست می‌گذرند … . فصول تاز­های در تاریخ شكل می‌گیرد كه هرگاه صاحبان درد و اعضای اصلی این تاریخ پررنج و ملال ـ كه از ده یكی بیش زنده نمانده است ـ باز هم به سكوت بگذرانند، ممكن است به تاریخ لطمه وارد شود و ما تَرَك تاریخ میان ورّاث و اخلاف غیرواقعی و بی‌حق تقسیم و پخش گردد و مطالبی از قالب هوی و هوس بیرون آید كه مایه كدورت ارواح دلباختگان راه قانون و فداكاران میدان وطن‌خواهی گردد.

مرحوم بهار اضافه كرده است:

مردم تشنه شنیدن داستان‌­های جانگداز بیست ساله‌اند و اگر كسی كه در نوشتن این‌گونه
یادداشت‌­ها حق اولویت داشته باشد، در نوشتن مسامحه و تعلّل ورزد، بالطبع آن كسانی كه حق ندارند یا به‌درستی از قضایا مطّلع نیستند، خواهند نوشت. لذا شروع به یادداشت این مختصرترین تاریخ نمودم.

بهار با تواضع تمام به واقعیت دیگری از كتاب خود اشاره دارد:

ادعا ندارم كه از سهو و نسیان بری است. اما اگر بنا بود چند تن از صاحب دردان و اعضای این تاریخ، تاریخ گذشته را بنویسند، بدون شك حقیر یكی از آنان بوده و هست.

مسأله دیگری كه بهار در جای دیگر بدان اشاره كرده، حائز اهمیت است:

نا گفته نماند كه معاندان و كسانی كه نشر حقایق تاریخی و واقعیت‌­های اجتماعی و سیاسی منافع آن­ها را در خطر قرار می­دهد، متعصّبانه علیه بهار لاطائلاتی گفتند و خاطر او را آزردند، اما وی مردانه ایستاد و بیان كرد «من خدای را به شهادت می‌طلبم كه این تاریخ را تنها برای خدمت به افكار عامّه و ضبط وقایع كشور نوشته‌ام و ذرّ­های قصد انتقام یا انتقاد در نوشته‌­های مزبور نداشته‌ام».

  1. چگونگی انتشار كتاب

كتاب تاریخ احزاب سیاسی ایران دو جلد است. نخست جلد دوم آن به صورت مقالات در روزنامه مهر ایران انتشار یافته است. روان‌شاد مهرداد بهار، فرزند ملك‌الشعرا بهار در یادداشت ویراستار می‌نویسد:

بهار یك رشته مقالاتی هر روزه با شتاب می‌نوشت و برای طبع در روزنامه مهر ایران به چاپخانه می‌فرستاد و فرصت لازم برای به چاپخانه رفتن و مقاله روز را تصحیح كردن نیز نداشت.

این مقالات از اسفند ماه 1320 تا مرداد ماه 1321 ه. ش به مدت شش ماه به چاپ می‌رسید و اوضاع احوال سال‌­های 1302 تا 1304 ه. ش (دوره به سلطنت رسیدن رضاشاه) را در برمی گرفت. مجموعه آن مقالات تحت عنوان تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران جلد دوم انقراض قاجاریه با ویراستاری دكتر مهرداد بهار در سال 1363 ه. ش به صورت كتاب به زیور طبع آراسته شده است.

اما جلد اول، سلسله مقالاتی بود كه ملك‌الشعرا در روزنامه نوبهار در سال‌­های 1321ـ1322ه. ش انتشار داده و توسط شخص مؤلف در سال 1323 ه. ش به چاپ رسیده است. بهار قصد نگارش جلد سوم كتاب خود را زیر عنوان قضاوت‌­های تاریخی درباره مدرس، بزرگ‌ترین مرد فداكار داشته است و از شماره نود تا صد در روزنامه نوبهار مطالبی از زندان به چاپ رسانده، اما به علت توقیف روزنامه ناتمام مانده است و معلوم نیست كدام مقام دستور داده كه از نوشتن باقی داستان خودداری كند. بدین امر مجددآ اشاره خواهد شد. این كتاب از ذكر وقایع مشروطیت آغاز شده و پس از آوردن وقایع پادشاهی احمد شاه، تا پایان مجلس دوم ادامه می‌یابد.

هردو جلد كتاب، تقریبآ در حدود هشتصد صفحه (380 ص جلد اول 420 ص جلد دو م) بدون فصل‌بندی به صورت امروز یا تبویب مطالب به صورت تاریخ‌نویسی جدید، دارای عنوانهایی است. آنچه مربوط به احزاب است در جلد اول عبارت است از:

ـ احزاب سیاسی و مجلس اول ـ روابط سیاسی احزاب ـ جنگ بین‌الملل دموكرات‌­ها را نجات دادـ دموكرات و اعتدال منحل می­شود ـ حزب سوسیالیست ـ رفقای ما جر می‌زنند و

و در جلد دوم:

ـ احزاب سیاسی ـ حزب تجدد ـ فراكسیون‌­های مجلس پنجم و ششم و در جمع 20 صفحه

از هشتصد صفحه كتاب دو جلدی تاریخ احزاب سیاسی ایران فقط 41 صفحه مربوط به احزاب است و اگر در بند­های دیگر نیز مطالب كوتاهی درباره احزاب پیدا شود، بی‌شك از پنجاه ـ شصت صفحه بیشتر نخواهد بود. حال آنكه در قسمت اعظم كتاب مطالبی مفید و آگاهی‌دهنده به رشته تحریر در آمده است. در جلد اول چون:

مهاجرت، قرارداد 1919، سقوط دولت‌­های گرجستان و قفقاز و ارمنستان، مقدمات كودتا، مجلس چهارم، فكر قشون متحدالشكل، كلنل محمدتقی خان، مسافرت دوم احمد شاه به فرنگ، امتیاز نفت شمال، فتح قلعه چهریق، اعزام محصل به خارج، نطق رفیق چیچرین، زلزله در تربت، واقعه بحرین، عاقبت كنفرانس دوران و ظهور آتاتورك.

و در جلد دوم: قتل عشقی، استیضاح دولت سردار سپه، ماجرای شیخ خزعل، احمد شاه در فرنگ، نطق دكتر مصدق در مخالفت با پادشاهی سردار سپه، نطق مرحوم مدرس، اخراج ولیعهد، یادداشت‌­های متفرقه.

بدین‌سان روشن است با آنكه عنوان كتاب مرحوم بهار تاریخ مختصر احزاب سیاسی ایران است، اما محتوای كتاب مطالب دیگر است. بهار خود نیز تلویحآ به این مسأله اشاره كرده است

از این‌رو در این كتاب با آنكه درباره احزاب سیاسی ایران مطالب جالبی نقل شده است اما بیشتر به تاریخ تحولات مشروطیت و نظام پارلمانی ایران تا انقراض سلسله قاجاریه شبیه‌تر است. با آن همه، در شناخت احزاب و موضع‌گیری آن­ها نیز راهنمای امینی است؛ برای مثال:

  1. جایگاه فرهنگی كتاب

كتاب تاریخ احزاب سیاسی ایران، انقراض قاجاریه را از دو منظر مورد بررسی قرار می­دهد:

اول) از منظر مؤلف كتاب به لحاظ تاریخ‌نویسی و به لحاظ شخصی.

دوم) از منظر تألیفی كتاب.

در منظر اول، بهار خود با صداقت تمام نوشته است كه «من با كمال صراحت اذعان دارم كه مورخ نیستم و فن من تا امروز تاریخ‌نویسی نبوده است و آن حوصله و مجال كه مورخی باید در طلب مدارك و اسناد مطلوب تكاپو كند، در من نیست و از حدود كتابخانه خویش و مآخذ مربوط به فن مخصوص به خود كه جمع كرده‌ام، نمی‌خواهم خارج شوم».

با آنكه در زمان بهار، هنوز هم ما مورخ ـ به معنای جدید و علمی ـ جز چند تن بیشتر نداشته‌ایم، اما بهار از آن­ها نه تنها كمتر نبوده، بلكه گاه با تعبیر و تفسیر­های خود نشان داده كه بسیار باریك ‌بین و زیرك و زمان‌شناس است. به تحقیق نمی­توان از وی انتظار داشت كه تاریخ‌نویس نقاد امروزی باشد. وی بر پایه اسناد گردآوری خود مطالبی نوشته كه تمامی آن­ها برای مورخان عصر مشروطیت اول و دوم بسیار مهم است و در چندجا خود خبری را نقل می‌كند، اما صادقانه می‌افزاید «ولی من نمی‌دانم این خبر تا چه حدود درست است»

بهار خدای را شاهد می‌گیرد كه «دقیق­های از طریق راستی و اعتدال و بیان حق و حقیقت عدول نكرده است». 18 ملك‌الشعرا سعی كرده در كتاب خود از كسی بدگویی نكند، نام بسیار كسان را نیاورده تا «تاریخ را از لوث اسامی ایشان پاك نگاه دارد». و اگر نام پار­های اشخاص را آورده، آنان گناهكار بوده‌اند و «حق رنجش از كسی را ندارند. آن­ها باید روزی به محاكمه جلب شوند». همچنین وی كوشیده است كه احساسات و تمایلات خود را در داوری‌­های تاریخی دخالت ندهد

در منظر دوم، یعنی تألیفی، كتاب به علت تعلق به «تاریخ كنونی»
(Acteele Histoire)از برخورداری بسیاری اسناد و مدارك دور مانده است و این مشكلی است كه همه كتاب‌­های همسان چون تاریخ بیداری ایرانیان ناظم‌الاسلام و جز این­ها دارند. از زمان چاپ و انتشار این كتاب بیش از شصت سال گذشته است. اسناد فراوانی امروزه در دسترس پژوهشگران قرار دارد كه در آن روزگار هیچ یك از آن­ها در دسترس مرحوم ملك‌الشعرا و محققان دیگر نبود؛ چون اسناد مربوط به كودتای 1299 ه. ش یا اسناد مربوط به مهاجرت (بایگانی مرحوم نظام‌السلطنه مافی و جز اینها). البته مرحوم بهار خود نیز بیان كرده كه مجال جست‌وجوی اسناد و مدارك را نداشته است. اتكا به حافظه نیز معضلات و نسیان‌­های دیگری را فراهم كرده است، زمانی كه می‌نویسد «بر آن سر بودم كه این تاریخ را به ترتیب سنین و شهور تا امروز بنویسم». 24

آشكار است كه وی جنبه‌­های وقایع‌نگاری یا «تاریخ‌نگاری» (Historiographie)را در نظر داشته و توقع مورخ (Historiene) بودن از وی برخلاف نظر تاریخ‌شناسان امروزی است و بهار خود به این امر عنایت داشته است.

اما افزون بر این چند نكته، باید به «احتیاط كاری»­های بهار نیز توجه كرد كه چه بسا بر پایه خصلت اخلاقی و فضیلت زندگی فرهنگی ـ سنتی او بوده است. در ارتباط با سید ضیا، وثوق‌الدوله، نصرت‌الدوله فیروز، تیمورتاش و حتی رضاشاه مطالب دیگری نیز داشته كه نانوشته مانده است