جهاد سیاسی

در آیات متعدد دیگری هم جهاد با جان و مال در کنار هم آمده است و بر این اساس می توان گفت جهاد با جان از جهاد با مال نمى‏تواند جدا باشد، زيرا تمام نبردها نياز به وسائل و امكاناتى است كه از طريق كمكهاى مالى بايد تامين شود، بعضى قادر بر هر دو نوع جهادند و بعضى تنها قادر بر جهاد با مال و در پشت جبهه‏اند، و گاه تنها جان دارند و آماده بذل جان .اما به هر صورت بايد اين دو نوع جهاد با يكديگر توأم گردد تا پيروزى فراهم شود و اگر در این آیه جهاد با مال مقدم شده است، به خاطر اين است كه مقدمه آن محسوب مى‏شود چرا كه ابزار جهاد از طريق كمكهاى مالى فراهم مى‏گردد(مکارم شیرازی،1374، ج‏24: 88). ناهماهنگی در اقتصاد جامعه و بی عدالتی منجر به شکاف طبقاتی خواهد شد و طبقه مرفه مانعی در راه تحقق برنامه های عادلانه دین حق خواهند شد. در اکثر آیاتی که به موضوع جهاد پرداخته است و امر به جهاد می کند، جهاد با مال همراه جهاد با نفس آمده است. یعنی جهاد در عرصه اقتصاد و یا نقش عوامل اقتصادی در میدان های جهاد بسیار پر رنگ است.

4-2-4-1-2-2-3. جهاد سیاسی

دسترسی به قدرت و حاکمیت سیاسی در جامعه انسانی اگر با خلوص نیت و پاکی باطن همراه باشد، در جامعه خاستگاه بسیاری از برکات و خیرات می گردد و سعادت دنیا و آخرت را برای مردم به ارمغان می آورد. در تعالیم اسلامی حکومت، وظیفه است و هرگز  حق و امتیازی برای حاکم نمی آورد بلکه در قبال این مسئولیت باید در برابر خدا و خلق او پاسخگو باشد. اگر چنین نگاهی در اندیشه سیاسی از بین برود و به حاکمیت نه به عنوان ابزار بلکه هدف بنگرند، حکومت زمینه طبقاتی شدن جامعه را فراهم کرده است و طبقه حاکم بر اساس بینش خود عمل خواهد کرد: «پادشاهان چون به ديارى حمله آرند آن كشور را ويران سازند و عزيزترين اشخاص مملكت را ذليل‏ترين افراد گيرند و رسم و سياستشان بر اين كار خواهد بود. (نمل/34)» بینش ملوکانه در کسانی است که از تربیت دینی به دور بوده و در تاریخ به عنوان ملوک و طاغیان ظاهر شدند. کارشان ایجاد فضای نابرابری و ظلمانی بوده است( جوادی آملی،1389: 134-136).

مبارزه و تلاشی که در راستای رفع موانع موجود در عرصه سیاست باشد را جهاد سیاسی می نامیم. هر تلاشی که در جهت حفظ استقلال سیاسی و حاکمیت جبهه حق در مقابل باطل باشد. لازمه این تلاش از بین بردن هر نوع حاکمیتی از جبهه طاغوت خواهد بود. روابط سیاسی، بستن قراردادهای مخالف مصلحت اسلام و مسلمانان که زمینه را برای تسلط دشمنان اسلام فراهم کند از مصادیق جهاد در عرصه سیاست است. در قرآن در اصل کلی به عدم تسلط کافرین بر مسلمین اشاره شده است:و َ لَنْ يَجْعَلَ اللَّهُ لِلْكافِرينَ عَلَى الْمُؤْمِنينَ سَبيلاً. و خدا تا ابد اجازه نداده كه كافران كمترين تسلطى بر مؤمنان داشته باشند. نساء/141. این آیه نشان می دهدکافر حق تسلط بر مومن ندارد و اگر زمینه چنین تسلطی فراهم شود، زمینه گسترش باطل فراهم شده است. دین حق باید علی رغم انتظار مشرکین در جهان بگسترد و بر همه آیین ها چیره شود:  هُوَ الَّذي أَرْسَلَ رَسُولَهُ بِالْهُدى‏ وَ دينِ الْحَقِّ لِيُظْهِرَهُ عَلَى الدِّينِ كُلِّهِ وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ . اوست خدايى كه رسول خود را به هدايت و دين حق فرستاد تا آن را بر همه اديان عالم تسلط و برترى دهد هر چند مشركان ناراضى و مخالف باشند(توبه/33). مسلمانان باید با مبارزه اعتقادی خویش مذاهب و مسلکهای مخالف را مغلوب سازند و برای گسترش کامل دین در سرار جهان، موانعی را که کافران ایجاد کرده اند بردارند. مهمترین موانعی که در راه همگانی شدن و گستردن اسلام وجود دارد تنها آیین های ضاله نیستند بلکه رژیمها و قدرتهای سیاسی معاند نیز از آن جمله است. مبارزه سیاسی مسلمانان با چنین قدرتها و دستگاهها دنباله مبارزه اعتقادی آنان در جهت عالمگیرشدن مرامشان می باشد(فارسی،1398ق). پس جهاد در هر بعدی برگرفته از بینش و اعتقاد الهی است که این بینش باید در تمام شئون اجتماع پیاده شود و اگر در این راستا موانعی در هر عرصه ای بود، لازم است با تلاش و جدیت به رفع مانع و تحقق اهداف الهی کمک  کرد.

4-2-5. زمینه شناسی

آوردن حق، زمینه می خواهد(صفایی حائری،1382الف: 30). بر اساس آیات قرآن می توان از زمینه های مختلفی برای جهاد نام برد. در یک نگاه کلی به آیات جهاد،  انسان قرآنی که بر اساس موضوع بحث منظور انسان جهادی است، وابسته به ایمان و وارسته از هر چیز است. این انسان برای نجات ایمان خود هجرت می کند و برای نجات ایمان جامعه جهاد می نماید. برای همین در اکثر آیات سه واژه ایمان، هجرت و جهاد توأم با هم آمده است(مطهری،1373:87). ایمان و تقوی از مقدمات ابتدایی جهاد است. جهاد مراتب دارد و هر چه یقین بالاتر رود مرتبه جهاد انسان بالاتر است. هنگامی که یقین کافی پیدا شد، انسان به هجرت تن می دهد. در ادامه زمینه های لازم برای جهاد می آید:

4-2-5-1. ایمان

تسليم توأم با اطمينان خاطراست. قرآن مجيد ايمان به معنى اعتقاد را تأييد نمي­كند. زيرا آنان را كه اعتقاد دارند ولى تسليم عقيده خويش نيستند، كافر مى‏شمارد: «وَ جَحَدُوا بِها وَ اسْتَيْقَنَتْها أَنْفُسُهُمْ ظُلْماً وَ عُلُوًّا فَانظُرْ كَيْفَ كاَنَ عَقِبَةُ الْمُفْسِدِين. از روى ستم و عصيان منكر آنها شدند، اما ضميرهايشان بدان يقين­ داشت، بنگر عاقبت مفسدان چسان بوده است.نمل/14)» پس ايمان به معنى اعتقاد و تصديق نيست. زیرا در این صورت باید اين اشخاص مؤمن باشند. بلكه ايمان به معنى تسليم است. مؤمن كسى است كه به حق تسليم باشد و آن با عمل توأم است و بدون آن مصداق ندارد. از طرف ديگر هر قدر اعتقاد قوى باشد تسليم محكم خواهد بود، شدت و ضعف ايمان و داراى مراتب بودنش از اين روشن مي شود( قرشی، 1371،ج‏1: 122-124 ). در آیاتی که به موضوع جهاد پرداخته شده است، امر به جهاد را پس از بیان مرحله ایمان ذکر کرده است:

«تُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ تُجاهِدُونَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ .آن تجارت اين است كه به خدا و رسولش ايمان آوريد و در راه خدا با اموال و جانهايتان جهاد كنيد اين براى شما خير است اگر بدانيد. صف/11»

بدیهی است که ایمان از مقدمات جهاد است. زیرا ایمان است که مسیر حرکت جهادی انسان را مشخص می کند. اگر ایمانی وجود نداشت و تسلیمی نبود تلاش برای دفاع از ایمان مفهومی نداشت. این ایمان به خداوند و دین او است.

4-2-5-2. تقوی

تقوی از ریشه قوی به معنای حفظ شی است. راغب در مفردات تقوی را به «حفظ النّفس عمّا يؤثم، و ذلك بترك المحظور، و يتمّ ذلك بترك بعض المباحات» معنا کرده است(1412ق، ج1 :881) تقوا به معنی حفظ کردن روح و نفس است از آن چه بیم می رود و به آن زیان رساند. در قرآن امر به جهاد، بعد از توصیه به تقوی مطرح شده است:

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في‏ سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ. هان اى كسانى كه در زمره مؤمنين در آمده‏ايد، از خدا پروا داشته باشيد، و در جستجوى وسيله‏اى براى نزديك شدن به ساحتش- كه همان عبوديت و به دنبالش علم و عمل است برآئيد و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار گرديد. مائده/35»

امر به جهاد در راه خدا و قتال با كفار، بعد از امر به ابتغاى وسيله به سوى خدا، امر به خاص بعد از امر به عام است، تا اهتمام گوينده را نسبت به خاص بفهماند. برای رسیدن به خاص، وسیله ای لازم است. حقيقت وسيله به درگاه خدا مراعات راه خدا است. از آنجا كه بين بنده و پروردگار هيچ رابطه‏اى به جز عبوديت نيست، پس وسيله عبارت است از اينكه انسان حقيقت عبوديت را در خود تحقق دهد و به درگاه خداى تعالى وجهه فقر و مسكنت به خود بگيرد، پس وسيله در آيه شريفه همين رابطه است(طباطبایی،1374، ج‏5: 536). این ارتباط با خداوند زمینه تقوای فرد را فراهم می کند و تقوا زمینه را برای جهاد در انسان مهیا می کند.

4-2-5-3. یقین

یقین هنگامی است که شکی نباشد.« اليقين: زوال الشكّ. العلم الحاصل عن نظر و استدلال.» و یقین با علم و استدلال همراه است (امصطفوی،1360، ج 14 :263).  بین یقین و علم فرق است. علم در مرحله اعتقاد است ولی یقین یک مرحله بالاتر و باور قلبی نسبت به آن علم است. در قرآن مجاهدان را کسانی می داند که در ایمانشان به خداوند و رسول به مرحله یقین رسیده اند و از این رو  به راحتی وارد جهاد می شوند:

«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتابُوا وَ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ أُولئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ. مؤمنين تنها آنهايى هستند كه به خدا و رسولش ايمان آورده و ديگر شك به خود راه ندادند و با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد كردند تنها اينان صادقند.حجرات/15»

کسانی که ایمان واقعی دارند و از راه ایمانشان بر نمی­گردند، امکان جهاد در راه خدا را دارند. چون در غیر این صورت در وسط میدان جهاد و هنگامی که شرایط سخت گردید، بر خواهند گشت. در این صورت نقش یقین در جهاد برجسته خواهد بود.

4-2-5-4. هجرت

در اکثر آیات قرآن که مربوط به جهاد است، دستور هجرت و جهاد همراه هم و یا قبل از جهاد آمده است:

«ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذينَ هاجَرُوا مِنْ بَعْدِ ما فُتِنُوا ثُمَّ جاهَدُوا وَ صَبَرُوا إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِها لَغَفُورٌ رَحيمٌ.و نيز پروردگارت نسبت به آنها كه پس از محنت كشيدن مهاجرت كرده آن گاه جهاد كرده و صبورى پيشه كرده‏اند پروردگارت از پس آن، آمرزگار و رحيم است .نحل/110

فَالَّذينَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ أُوذُوا في‏ سَبيلي‏ وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ لَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ثَواباً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوابِ.  آنان كه از وطن خود هجرت نمودند و از ديار خويش بيرون رانده شدند و در راه من رنج كشيدند و جهاد كرده و كشته شدند همانا بديهاى آنان را بپوشانم و آنها را به بهشتهايى درآورم كه زير درختانش نهرها جارى است. اين پاداشى است از جانب خدا، و نزد خدا است پاداش نيكو. آل عمران/195»

علامه طباطبایی هجرت را دارای معنای مطلقی می داند و  منظور از مهاجرين در جمله: فَالَّذِينَ هاجَرُوا را معنايى عمومى كه شامل مهاجرت و دورى از شرك، خانواده وگناه می داند، چون در سوره آل عمران هاجروا را مطلق آورده است و همچنین در مقابل آن مسأله اخراج از ديار را ذكر می کند كه همان هجرت به معناى اخص است و در ادامه مسأله هجرت فرموده است: لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ … كلمه سيئات در اصطلاح قرآن كريم به معناى گناهان صغيره است، پس مهاجرين شامل كسانى هم كه از گناهان كبيره اجتناب و يا توبه مى‏كنند است(طباطبایی،1374، ج‏4: 139). هجرت مرحله سختی است که انسان باید از همه تعلقات خود به خاطر هدف متعالی اش دل بکند. برای هجرت ایمان و تقوا و یقین بالایی لازم است. هجرت در هر دو بعد درون و برون آدمی مطرح است و در واقع هجرت خود نوعی جهاد است.

4-2-6. ارزش شناسی

ارزش، ملاک و معیاری است که بر اساس آن نسبت به افکار و اعمال و مواضع اشخاص داوری می کنیم. جایگاه ارزش ها در زندگی فرد و وضع جامعه، به گونه ای است که فرد و جامعه از وقت، مال و جان برای حفظ و گسترش آن یا طرد ارزشهای ناپسند تلاش می کنند(کیلانی،365:1389). ارزشها بر اساس اهداف و موضوعات و گستره آنها، تقسیمات گوناگونی دارند. ارزش ها به لحاظ هدف دو گونه اند: یکی ارزش هایی که از نهاد انسان و جامعه برمی آید و جامعه به آنها پای بند است. زیرا این ارزشها تجسم درستی و حق و فضیلت اند. دیگری ارزش های کاذب که عوامل بیرونی مرتبط با گرایش ها و مصالح موقتی و ناپایدار آنها را پدید می آورد. ارزش ها در هر سطحی باشند، ترکیبی منظم از مجموعه اعتقادات و روش های رفتاری برتر هستند که وجودشان پیوسته با اهمیت است و همواره به آنها عمل می­شود و­ نظام ارزش ها نامیده می شود(همان:372-373). در فرهنگ اسلامی افعال و گفتاری که برگرفته از مبدأ وحی و کلام الهی و در راه او باشد حق و ارزشمند است. در قرآن در آیات متعدد مرتبط با جهاد به تقابل بین جبهه حق و طاغوت اشاره شده است.

4-2-6-1. حق و باطل

آنچه از سوی خداوند است حق است: الْحَقُّ مِنْ رَبِّك (بقره/147). پس حق ارزشمند است. ارزشهای اسلامی در راستای تعالی و تکامل انسان می باشد و با فطرت انسان هماهنگ است و مواردی که در مخالفت با حقیقت راستین باشد، ضد ارزش تلقی می شود.

«الَّذِينَ ءَامَنُواْ يُقَاتِلُونَ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ  وَ الَّذِينَ كَفَرُواْ يُقَاتِلُونَ فىِ سَبِيلِ الطَّغُوتِ فَقَاتِلُواْ أَوْلِيَاءَ الشَّيْطَنِ  إِنَّ كَيْدَ الشَّيْطَانِ كاَنَ ضَعِيفًا. كسانى كه ايمان آورده‏اند، در راه خدا پيكار مى‏كنند، و آنها كه كفر را پيشه خود كرده‏اند در راه طاغوت مى‏جنگند، پس شما اى مؤمنان با ياران شيطان پيكار كنيد، كه كيد شيطان هميشه ضعيف بوده است.نساء/76»

در اين آيه بين الَّذِينَ آمَنُوا و بين الَّذِينَ كَفَرُوا از نظر چگونه قتال كردن مقايسه شده است كه مؤمنين و كفار چگونه قتال مى‏كنند. به عبارتى ديگر از جهت نيت قتال کردن بین دو گروه مقايسه شده است. تا از اين طریق شرافت و فضيلت مؤمن بر كفار معلوم شود و تبیین گردد كه راه مؤمنين، به خداى سبحان منتهى مى‏گردد، و تکیه آنها بر خداوند است. ولى راه كفار به طاغوت منتهى مى‏شود. در نتيجه اين روشنگرى، مؤمنين به سوى قتال با كفار تحريك ‏شوند(طباطبایی،1374، ج‏4: 675). آنچه در جهاد ارزش محسوب می شود و حرکت جهادی در راستای آن صورت می گیرد، همه در جبهه الله و یا حق تفسیر می گردد. پس نظام ارزش شناسی برای انسان جهادی، نظامی است که برگرفته از حق و باطل است. جریان حق همیشه در طول تاریخ در یک مسیر حرکت می کند و دچار اعوجاج نمی گردد.

اسلام تنها مسیر حرکاتی را درست می داند که آدمی را هر چه بیشتر به خدا نزدیک کند. «فی سبیل الله» نشان دهنده جهت کارها به سمت اوست. کارهای اختیاری انسان هنگامی ارزش مثبت دارد که دارای حسن فعلی و حسن فاعلی باشد. در اتصاف یک فعل اخلاقی به خوب و دادن ارزش مثبت به آن، هم باید نفس کار خوب و مفید باشد و هم شخص فاعل آن را به انگیزه های باطل انجام نداده باشد. تعبیر «فی سبیل الله» در واقع بر حسن فعلی و مفید بودن خود کار و تعبیر «لله» بر حسن فاعلی نظر دارد(مصباح یزدی،124:1382-121). در اکثر آیات مرتبط با جهاد، قید جهاد در راه خدا، با تعابیر مختلف آمده است: جاهَدَ في‏ سَبيلِ اللَّهِ (توبه/19)، جاهَدُوا فينا (عنکبوت/69)، جاهِدُوا في‏ سَبيلِهِ (مائده/35)، جاهِدُوا مَعَ رَسُولِهِ (توبه/86)، جاهِدُوا فِي اللَّهِ (حج/78)، جِهاداً في‏ سَبيلي (ممتحنه/1) این عبارات، بار ارزشی جهاد را با مشخص کردن جهت حرکت به سوی خداوند نشان می دهد. جهاد و تلاشی که در راه خداوند صورت می گیرد، هنگامی رضایت الهی را در بر می گیرد که غیر از حسن فاعلی و نیت و انگیزه مجاهد، حسن فعلی را هم در بر داشته باشد و به بهترین صورت انجام پذیرد. در قرآن دستور به جهاد داده شده است و کیفیت آن به گونه ای است که شایسته خداوند باشد. وَجاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ و در راه خدا كارزار كنيد چنان كه سزاوار كارزار كردن براى او است. حج/78 . چون اين آيه جهاد را متعلق كرده بر كارى كه در راه خدا انجام شود پس جهاد در معنای عام آن است. حق جهاد اين مى‏شود كه جهاد خالص باشد يعنى فقط جهاد باشد و آمیخته با سایر اهداف دنیایی نباشد. و خالص براى خدا باشد و غير خدا در آن شركت نداشته باشد(طباطبایی،1374، ج‏14: 582). اما از آنجا كه مرحله اخلاص سخت‏ترين مرحله در جهاد نفس است، روى اين مرحله تكيه كرده است. چرا كه نفوذ افكار و انگيزه‏هاى غير الهى در قلب و اعمال انسان آن قدر مخفى و باريك و پنهان است كه جز بندگان خاص خدا از آن رهايى نمى‏يابند(مکارم شیرازی،1374،ج‏14: 182). انسان جهادی همه حرکتهای جهادی خود و قیامی که در راستای تحقق حق انجام می دهد را لله و برای خداوند انجام می دهد.

4-2-7. انسان شناسی

4-2-7-1. شاخصه های اخلاقی

یکی از ابعاد جهاد، جهاد درونی و مبارزه با نفس بود. این جهاد که نبردی بین رذیلت ها و فضیلت ها در انسان است و نتیجه این نبرد منجر به متخلق شدن انسان به اخلاق پسندیده خواهد شد. انسان جهادی در راستای وظایف و مسئولیتهای اجتماعی خویش نیاز اساسی به خودسازی درونی دارد و می توان متناسب با کارکرد انسان جهادی و توجه به محتوای آیات قرآن، صفات اخلاقی ویژه­ای برای او در نظر گرفت. در ادامه این صفات اخلاقی توضیح داده خواهد شد:

4-2-71-1.توحید و توکل

توکل داخل در مهم ترین و اساسی ترین مقوله هستی یعنی توحید است. توکل اسباب فوق طبیعی است (آریان، 1386). کسی می تواند مبارز باشد که فریفته ایدئولوژیهای علمی نشده باشد و از ایدئولوژی الهی بهره مند باشد و هوس خود را به خدایی برنگرفته باشد. یک مبارزموحد فرمان خود را نه از تاریخ و نه از علم می گیرد. بلکه از خدا می گیرد و به نام خدا مبارزه می کند. داوری خداوند برای او اصیل است نه داوری تاریخ. قهر و مهر خداوند برای او بد و نیک را مشخص می کند. در جهان بینی الهی کافر و مؤمن معنا دارد نه پیشرو و مرتجع(سروش،1360: 45-46). برای انسان جهادی مهم ترین اصل توحید است. هنگامی که توحید را شناخت، شناخت جبهه حق از باطل بر اساس معیارهای توحیدی، امکان پذیر خواهد بود و همواره در مسیر توحیدی کردن جامعه نیز تلاش خواهد کرد و سختی های این مسیر را با توکل حل خواهد کرد. در قرآن به اطاعت نکردن از کافران و توکل بر خداوند اشاره شده است: وَ لا تُطِعِ الْكافِرينَ وَ الْمُنافِقينَ وَ دَعْ أَذاهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى‏ بِاللَّهِ وَكيلاً .و كافران و منافقان را اطاعت مكن، و آزارشان را واگذار كن و بر خدا توكل كن، و خدا براى اعتماد كافى است. احزاب/48. توکل بر خداوند برای انسان جهادی به منظور تحمل مشکلات مسیر راه لازم است.

4-2-71-2. سختی پذیری

جهاد بدون تلاش و سختی مفهوم ندارد. از این رو سختی های مسیر برای انسان جهادی مسأله نمی شود بلکه ماهیت جهاد را در پذیرش سختی می داند. حتی اگر عرصه های جهاد مربوط به جهاد نرم در مقابل سخت باشد، ضرورت تلاش و سختی مضاعف آن از بین نمی رود.  در قرآن به سختی های مسیر جهاد اشاره شده است:

« ما كانَ لِأَهْلِ الْمَدينَةِ وَ مَنْ حَوْلَهُمْ مِنَ الْأَعْرابِ أَنْ يَتَخَلَّفُوا عَنْ رَسُولِ اللَّهِ وَ لا يَرْغَبُوا بِأَنْفُسِهِمْ عَنْ نَفْسِهِ ذلِكَ بِأَنَّهُمْ لا يُصيبُهُمْ ظَمَأٌ وَ لا نَصَبٌ وَ لا مَخْمَصَةٌ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ لا يَطَؤُنَ مَوْطِئاً يَغيظُ الْكُفَّارَ وَ لا يَنالُونَ مِنْ عَدُوٍّ نَيْلاً إِلاَّ كُتِبَ لَهُمْ بِهِ عَمَلٌ صالِحٌ إِنَّ اللَّهَ لا يُضيعُ أَجْرَ الْمُحْسِنينَ . اهل مدينه و باديه‏نشينان اطرافشان نبايد هرگز از (همراهى) پيغمبر تخلف كنند و نه هرگز جان خود را از جان او عزيزتر شمارند، زيرا هيچ رنج تشنگى و خستگى و گرسنگى در راه خدا نكشند و هيچ قدمى در جايى كه كفار را خشمگين كند ننهند و هيچ دستبردى به دشمنان نرسانند جز آنكه در مقابل هر يك از اين رنج و آلام عمل صالحى در نامه اعمالشان نوشته شود كه خدا هرگز اجر نيكوكاران را ضايع نخواهد گذاشت. توبه/120»

در قرآن، طبیعی بودن سختی مسیر جهاد را با واژه «الم» در آیه ای دیگر مطرح می کند. كلمه «الم» به معناى درد و ناراحتى و به تعبير كوتاه، مقابل لذت است( طباطبایی،1374،ج5: 101) و این سختی برای جبهه دشمن هم طبیعی است با این تفاوت که مجاهدان بر خلاف دشمنان، با امید به خداوند به پذیرش سختی می روند:

«وَ لَا تَهِنُواْ فىِ ابْتِغَاءِ الْقَوْمِ  إِن تَكُونُواْ تَأْلَمُونَ فَإِنَّهُمْ يَأْلَمُونَ كَمَا تَأْلَمُونَ  وَ تَرْجُونَ مِنَ اللَّهِ مَا لَا يَرْجُونَ  وَ كاَنَ اللَّهُ عَلِيمًا حَكِيمًا. و نبايد در كار دشمن سستى و كاهلى كنيد كه اگر شما به رنج و زحمت مى‏افتيد آنها نيز (از دست شما) رنج مى‏كشند با اين فرق كه شما به لطف خدا اميدواريد و آنها اميدى ندارند. و خدا دانا و حكيم است (و اميدواران را محروم نمى‏سازد)نساء/104»

جهاد بدون سختی مفهوم ندارد. در این آیات هم به سختی های جهاد اشاره کرده است و هم این سختی را مخصوص جبهه حق نمی داند. بلکه دشمنان نیز از حضور در میدان جهاد اذیت می شوند. ولی رنج مومنان در نزد خداوند محفوظ است.

در آیه دیگری از قرآن، پس از فرمان به جهاد به صورت مطلق، سخن از نبودن حرج در دین آمده است. وَ جاهِدُوا فِي اللَّهِ حَقَّ جِهادِهِ هُوَ اجْتَباكُمْ وَ ما جَعَلَ عَلَيْكُمْ فِي الدِّينِ مِنْ حَرَج . منظور این است که تکالیف و دستورات دین، تكاليف شاقى نيستند، بلكه با فطرت پاك انسان هماهنگ و سازگارند و  وسيله تكامل انسان هستند از این رو در ذائقه جان انسان تلخ نخواهند بود (مکارم شیرازی،1374، ج‏14: 182). مجاهدان با ایمان بر طبق وعده های خداوند می دانند که هر گامى در اين راه بر مى‏دارند گم نمى‏شود، بلكه حساب همه آنها بدون كم و كاست محفوظ است. از این رو هيچ­گونه ضعف و سستی هر چند جهاد طولانى، پر حادثه و پر مشقت باشد به خود راه نمى‏دهند و پذیرای سختی ها خواهند بود.

4-2-71-3.صبر و استقامت

راغب استقامت را برای انسان به اين معنى گرفته است كه همواره ملازم طريقه مستقيم باشد. استقامت در اصل، در خصوص طريقى به كار مى‏رفته كه به خط مستقيم كشيده شده باشد، در آيه اهْدِنَا الصِّراطَ الْمُسْتَقِيمَ حق را به چنين راهى تشبيه كرده است. در صحاح اللغة، استقامت را به معناى اعتدال گرفته است. پس مراد از جمله« ثُمَّ اسْتَقامُوا» اين است كه ملازم وسط راه باشند، و دچار انحراف نگردند، بر سخنى كه گفته استوار باقى بمانند(طباطبایی،1374، ج‏17: 591). در قرآن در چند آیه به استقامت اشاره شده است. کسانی که بعد از ایمان آوردنشان به خداوند در این راه استقامت ورزیدند و منحرف نشدند:

«إِنَّ الَّذينَ قالُوا رَبُّنَا اللَّهُ ثُمَّ اسْتَقامُوا تَتَنَزَّلُ عَلَيْهِمُ الْمَلائِكَةُ أَلاَّ تَخافُوا وَ لا تَحْزَنُوا وَ أَبْشِرُوا بِالْجَنَّةِ الَّتي‏ كُنْتُمْ تُوعَدُونَ. به يقين كسانى كه گفتند: «پروردگار ما خداوند يگانه است!» سپس استقامت كردند، فرشتگان بر آنان نازل مى‏شوند كه: «نترسيد و غمگين مباشيد، و بشارت باد بر شما به آن بهشتى كه به شما وعده داده شده است! فصلت/30»

مسیر جهاد، مسیر هموار و بدون خطری نیست. از این رو صفت استقامت برای انسانهای مجاهد لازم است که تلاش کنند از راه مستقیم منحرف نشوند. در این راستا درآیات دیگر قرآن هم با صفات مشابه دیگری به این خصوصیت اشاره می کند. در سوره صف مجاهدان را به بنیان مرصوص  تشبیه کرده است.

«إِنَّ اللَّهَ يحِبُّ الَّذِينَ يُقَتِلُونَ فىِ سَبِيلِهِ صَفًّا كَأَنَّهُم بُنْيَنٌ مَّرْصُوصٌ.خداوند كسانى را دوست مى‏دارد كه در راه او پيكار مى‏كنند گويى بنايى آهنين‏اند! صف/4»

اين آيه در باره‏ى كسانى نازل شد كه آرزوى قتال و جهاد كردند ولى در احد به صورت مطلق ثابت قدم نشدند، كه هماهنگ شدن عمل با گفتار احتياج به جهاد زياد با نفس و شيطان دارد(گنابادی،1372، ج‏14: 160). در سوره انفال دستور به ثبات در این راه می دهد:

«يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِذَا لَقِيتُمْ فِئَةً فَاثْبُتُواْ وَ اذْكُرُواْ اللَّهَ كَثِيرًا لَّعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ. وَ أَطِيعُواْ اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لَا تَنَزَعُواْ فَتَفْشَلُواْ وَ تَذْهَبَ رِيحُكمْ  وَ اصْبرِواْ  إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابرِينَ. اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد وقتى برخورديد به گروهى (از دشمن) پس پايدارى كنيد و خدا را زياد به خاطر آوريد بلكه رستگار شويد و فرمانبرى كنيد خدا و فرستاده‏اش را و نزاع مكنيد كه سست شويد، و در نتيجه نيرويتان تحليل رود و خويشتن‏دارى كنيد كه خدا با خويشتن‏داران است .انفال/45-46»

جمله« فاثبتوا» دستور مطلق ايستادگى در برابر دشمن و فرار نكردن است( طباطبایی،1374، ج‏9: 124). در این آیه دستور ثبات را با دستور ذکر با هم آورده است و ثابت قدم ماندن در مسیر جهاد بدون یاد خداوند امکان ندارد. زیرا این مسیر سختی های خود را دارد و بدون یاد خدا، ایستادگی در آن سخت است.

«يا أَيُّهَا النَّبِيُّ حَرِّضِ الْمُؤْمِنينَ عَلَى الْقِتالِ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ عِشْرُونَ صابِرُونَ يَغْلِبُوا مِائَتَيْنِ وَ إِنْ يَكُنْ مِنْكُمْ مِائَةٌ يَغْلِبُوا أَلْفاً مِنَ الَّذينَ كَفَرُوا بِأَنَّهُمْ قَوْمٌ لا يَفْقَهُونَ. اى پيامبر! مؤمنان را به جنگ (با دشمن) تشويق كن! هر گاه بيست نفر با استقامت از شما باشند، بر دويست نفر غلبه مى‏كنند و اگر صد نفر باشند، بر هزار نفر از كسانى كه كافر شدند، پيروز مى‏گردند چرا كه آنها گروهى هستند كه نمى‏فهمند! انفال/ 65»

هر اقدام مؤمن، ناشى از ايمان به خداست، به دست آوردن نيروى ايمان مبنى بر فهم صحيح است و همين فهم صحيح، مؤمن را به هر خلق و خوى پسنديده‏اى متصف مى‏سازد، او را شجاع و داراى استقامت و وقار و آرامش قلب و وثوق به خدا بار مى‏آورد، چنين كسى يقين دارد چه كشته شود و چه بكشد پیروز خواهد بود. زيرا در هر دو تقدير پاداشش بهشت است، او در خود مصداقى براى مرگ به آن معنايى كه كفار معتقدند و آن را نابودى مى‏پندارند نمى‏بيند(طباطبایی،1374، ج‏9: 161) تجربه قطعى ثابت كرده است. افرادى که به خاطر غرض مهمى ائتلاف مى‏كنند، هر قدر عده‏شان كمتر باشد در مقابل رقبا و مزاحمينشان قوى‏تر مى‏باشند و هر قدر گرفتارى و فتنه‏هايشان بيشتر باشد نشاط و کوشش بیشتری در کار دارند بر عكس هر چه تعداد افراد بیشتر و رقبا و موانع رسيدن به مقاصدشان كمتر باشد، خمودتر و خواب آلودتر و  سفيه‏تر خواهند شد. (طباطبایی،1374، ج‏9: 163).

صبر يك نحوه ثبات خاصى است و آن عبارت است از ثبات در مقابل مكروه هم به قلب، بدين صورت كه دچار ضعف نگردد و جزع و فزع نكند و هم به بدن، به اينكه كسالت و سهل‏انگارى ننموده، و از جا در نرود، و در مواردى كه عجله پسنديده نيست شتاب نكند(طباطبایی،1374، ج‏9: 124). « وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ» يعنى همواره در برابر مصائب و ناملايمات جنگى كه دشمن به وسيله آن تهديدتان مى‏كند ملازم خويشتن‏دارى و اكثرا در ذكر خدا و اطاعت او و رسولش بوده باشيد، حوادث و سنگينى بار اطاعت، شما را از جاى نكند و از پا درنياورد، و لذت معصيت و عجب و تكبر شما را گمراه نسازد. اگر امر به صبر را با جمله« إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرِينَ» تأكيد فرمود براى اين است كه صبر قوى‏ترين ياور در شدائد است و محكم‏ترين ركن در برابر تلون در عزم و سرعت تحول در اراده­است. صبر است كه به انسان فرصت تفكر صحيح می­دهد و به منزله خلوتى است كه در هنگام هجوم افكار پريشان، صحنه‏هاى هول‏انگيز و مصائبى كه از هر طرف رو مى‏آورد به انسان فرصت صحيح فكرکردن می­دهد تا رأى مطمئن اتخاذ كند. پس خداى سبحان با مردم صابر است(طباطبایی،1374، ج‏9: 126). انسان جهادی در پیمودن مسیر حق اهل استقامت است و از مسیر حق منحرف نمی شود و از پیمودن راه خسته نمی گردد.

4-2-71-4 .تلفیق مهر و قهر

چیزی در عالم وجود ندارد که دو بعد جذب و دفع، سلب و اثبات در آن نباشد. در حیوانات این جذب و دفع به صورت شهوت و غضب در می آید. اما در انسان از این رقیق­تر به صورت«محبت» و « عداوت» جلوه می کند و از این مقدار بالاتر آمد به صورت « ارادت» و « کراهت» ظهور می کند. اگر خیلی رقیق شد به صورت« تولی» و « تبری» جلوه می کندکه از ویژگیهای خواص اولیای حق و مومنان الهی است(جوادی آملی،1379: 239-240). انسان جهادی باید نسبت خود را با دوست و دشمن مشخص کند و در هر موقعیتی بر اساس مخاطب، عکس العمل مناسب از خود نشان دهد. در قرآن همراهان پیامبر را با این خصوصیت توصیف می کند:

«محَّمَّدٌ رَّسُولُ اللَّهِ وَ الَّذِينَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلىَ الْكُفَّارِ رُحَمَاءُ بَيْنهُمْ  تَرَئهُمْ رُكَّعًا سُجَّدًا يَبْتَغُونَ فَضْلًا مِّنَ اللَّهِ وَ رِضْوَانًا  سِيمَاهُمْ فىِ وُجُوهِهِم مِّنْ أَثَرِ السُّجُودِ  ذَالِكَ مَثَلُهُمْ فىِ التَّوْرَئةِ  وَ مَثَلُهُمْ فىِ الْانجِيلِ كَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطَهُ فَازَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَى‏ عَلىَ‏ سُوقِهِ يُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِيَغِيظَ بهِمُ الْكُفَّارَ  وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ ءَامَنُواْ وَ عَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ مِنهْم مَّغْفِرَةً وَ أَجْرًا عَظِيمَا. محمّد (ص) فرستاده خداست و كسانى كه با او هستند در برابر كفّار سرسخت و شديد، و در ميان خود مهربانند پيوسته آنها را در حال ركوع و سجود مى‏بينى در حالى كه همواره فضل خدا و رضاى او را مى‏طلبند نشانه آنها در صورتشان از اثر سجده نمايان است اين توصيف آنان در تورات و توصيف آنان در انجيل است، همانند زراعتى كه جوانه‏هاى خود را خارج ساخته، سپس به تقويت آن پرداخته تا محكم شده و بر پاى خود ايستاده است و بقدرى نموّ و رشد كرده كه زارعان را به شگفتى وامى‏دارد اين براى آن است كه كافران را به خشم آورد (ولى) كسانى از آنها را كه ايمان آورده و كارهاى شايسته انجام داده‏اند، خداوند وعده آمرزش و اجر عظيمى داده است. فتح/29»

این آیه مؤمنين به رسول خدا (ص) را توصيف می­كند و شدت و رحمت كه دو صفت متضاد است را مطرح می کند تا كسى تصور نکند، شدت و بى‏رحمى نسبت به كفار، باعث مى‏شود مسلمانان به طور كلى و حتى نسبت به خودشان هم سنگدل شوند. اين دو جمله در مجموع می گویدكه سيره مؤمنين با كفار شدت و با مؤمنين رحمت است(طباطبایی،1374، ج‏18: 446). در آیه 54 سوره مائده هم در توصیف مجاهدانی که خداوند جایگزین انسانهایی می کند که از دین بر می گردند، عبارت أَذِلَّةٍ عَلَى الْمُؤْمِنينَ أَعِزَّةٍ عَلَى الْكافِرينَ را به کار می برد و یکی از خصوصیاتی که آنها را توصیف می کند فروتنی با مؤمنان و سخت گیری با کافران است.

4-2-71-5. ترجیح زندگی آخرت به دنیا

بر پایه جهان بینی الهی، هدف افراد در جامعه تنها بهره مندی از دنیا  نیست بلکه مبنای حیات آنان بر اساس دنیا، آخرت و پیوند بین این دو نشئه است( جوادی آملی،1389: 97).تلاشی که در راه جهاد و برای رفع موانع مسیر حق است با خطراتی روبه روست. طبق آیه قرآن، مجاهد در این راه یا در غلبه بر دشمن پیروز می شود و یا کشته می شود. یعنی غیر از این دو سرنوشت دیگری نیست:

«فَلْيُقَاتِلْ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ الَّذِينَ يَشرُونَ الْحَيَوةَ الدُّنْيَا بِالاَخِرَةِ  وَ مَن يُقَتِلْ فىِ سَبِيلِ اللَّهِ فَيُقْتَلْ أَوْ يَغْلِبْ فَسَوْفَ نُؤْتِيهِ أَجْرًا عَظِيمًا.كسانى كه زندگى دنيا را به آخرت فروخته‏اند، بايد در راه خدا پيكار كنند! و آن كس كه در راه خدا پيكار كند، و كشته شود يا پيروز گردد، پاداش بزرگى به او خواهيم داد. نساء/74»

تنها مجاهدان واقعى آماده چنين معامله‏اى هستند. زیرا دریافته اند كه زندگى جهان ماده آن چنان كه از كلمه دنيا (به معنى پست‏تر و پائين‏تر) بر مى‏آيد در برابر مرگ افتخار آميز در مسير زندگى جاويدان اهميتى ندارد، ولى آنها كه حيات مادى را اصيل و  گرانبها و بالاتر از اهداف مقدس الهى و انسانى ميدانند هيچ گاه مجاهدان خوبى نخواهند بود(مکارم شیرازی،1374، ج‏4: 7). ماهیت جهاد به گونه ای است که با ماهیت دنیا هماهنگی ندارد. دنیا انسان را به خود جذب می کند و جهاد در پی دل کندن از دنیا است.

در آیه ای دیگری مصداقی از تمایل به دنیا را در نحوه برخورد با دشمنان مطرح می کند. اگر در میدان برخورد کسی از دشمنان برگشت نباید مجاهدان به خاطر اینکه غنیمتی به دست آورند، این ادعا را قبول نکنند:

«يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِذا ضَرَبْتُمْ فِي سَبِيلِ اللَّهِ فَتَبَيَّنُوا وَ لا تَقُولُوا لِمَنْ أَلْقى‏ إِلَيْكُمُ السَّلامَ لَسْتَ مُؤْمِناً تَبْتَغُونَ عَرَضَ الْحَياةِ الدُّنْيا فَعِنْدَ اللَّهِ مَغانِمُ كَثِيرَةٌ كَذلِكَ كُنْتُمْ مِنْ قَبْلُ فَمَنَّ اللَّهُ عَلَيْكُمْ فَتَبَيَّنُوا إِنَّ اللَّهَ كانَ بِما تَعْمَلُونَ خَبِيراً. اى كسانى كه ايمان آورديد چون در راه خدا سفر مى‏كنيد و به افراد ناشناس بر مى‏خوريد درباره آنان تحقيق كنيد و به كسى كه سلام به شما مى‏كند نگوئيد مؤمن نيستى- تا به منظور گرفتن اموالش او را به قتل برسانيد و بدانيد كه نزد خدا غنيمت‏هاى بسيار هست، خود شما نيز قبل از اين، چنين بوديد و خدا (با نعمت ايمان) بر شما منت نهاد، پس به تحقيق بپردازيد كه خدا به آنچه مى‏كنيد با خبر است.نساء/94»

جهاد با همه سختی هایی که دارد هنگامی برای  انسان جهادی مفهوم می یابد که آن ر ادر پیوستگی حیات دنیوی با آخرت تفسیر نماید. در غیر این صورت احتمال میدان خالی کردن برای انسان به علت از دست دادن منافع دنیوی وجود دارد.

4-2-7-2. شاخصه های اجتماعی

حقیقت ایمان آن نیست که فقط خدا و رسولش تصدیق شوند و در عین حال با بهانه گیری و عذرتراشی بی اذن ولی و حاکم اسلامی، صحنه های اجتماعی خالی گردد. قرآن درباره جامعه و حیات اجتماعی انسان دو ابداع و ابتکار جدید دارد: جامعه را احیا کرده است به این معنا که حیثیت اجتماعی افراد را به آنان تفهیم و احکام و قوانین اجتماعی را به صورت مدون به آنها اعلام کرده است و دیگری در جامعه شناسی، مسائل فراوانی را عرضه کرده است(جوادی آملی،1389: 305) از این رو در قرآن به اهمیت حضور مردم در صحنه اجتماعی تأکید شده است:

«إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ ءَامَنُواْ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ إِذَا كَانُواْ مَعَهُ عَلىَ أَمْرٍ جَامِعٍ لَّمْ يَذْهَبُواْ حَتىَ‏ يَسْتَذِنُوهُ  إِنَّ الَّذِينَ يَسْتَذِنُونَكَ أُوْلَئكَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ  فَإِذَا اسْتْذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِّمَن شِئْتَ مِنْهُمْ وَ اسْتَغْفِرْ لهُمُ اللَّهَ  إِنَّ اللَّهَ غَفُورٌ رَّحِيمٌ. مؤمنان فقط آن كسانند كه به خدا و پيغمبرش گرويده‏اند و چون با وى به كار عمومى باشند نروند تا از او اجازه گيرند، كسانى كه از تو اجازه مى‏گيرند همانهايى هستند كه به خدا و پيغمبرش گرويده‏اند اگر براى بعض كارهايشان از تو اجازه خواستند به هر كدامشان خواستى اجازه بده و براى آنان آمرزش بخواه كه خدا آمرزنده و رحيم است.(نور/62)»

در این آیه امر جامع را به کارهای مهم اجتماعی تفسیرکره اند که همکاری و مشارکت در آن لازم است(همان :263-264). از نشانه های ایمان حضور در کارهای مهم اجتماعی است و بدون آن ایمان نمی شود. انسان در دنیای فردی خود و خارج از اجتماع نمی تواند به سعادت واقعی خود برسد و لازم است سعادت خود را در ارتباط با سعادت دیگران بدست آورد. در ادامه شاخصه های اجتماعی به تفکیک توضیح داده خواهد شد.

4-2-7-2-1. وظیفه شناسی

انسان جهادی که از بینش صحیحی در تشخیص حق از باطل برخوردار است، در موقعیت های مختلف وظیفه و تکلیف خویش را بر اساس نظام فکری خود به خوبی تشخیص می دهد و منتظر دستور نمی ماند و پس از تشخیص وظیفه اهل عمل به موقع است. این تشخیص و عمل در چارچوب وظیفه ای است که بر عهده فرد می باشد و البته در حوزه های فراتر، منتظر فرمان و دستور مافوق است. در این راستا قرآن مؤمنانی که اهل جهادند را این گونه توصیف می کند:

«لا يَسْتَأْذِنُكَ الَّذينَ يُؤْمِنُونَ بِاللَّهِ وَ الْيَوْمِ الْآخِرِ أَنْ يُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ وَ اللَّهُ عَليمٌ بِالْمُتَّقينَ. كسانى كه به خدا و روز جزا ايمان دارند براى اينكه با مالها و جانهاى خويش جهاد كنند از تو اجازه نمى‏خواهند (آرى) خداوند پرهيزكاران را مى‏شناسد. توبه/44»

ایمان باعث تقوی در انسان می شود. مؤمن بخاطر داشتن چنين ايمانى نسبت به وجوب جهاد بصيرت به دست مى‏آورد و همين بصيرت نمى‏گذارد كه در امر جهاد سستی كند و از ولى امر خود اجازه تخلف و معافيت از جهاد بخواهد. در مقابل منافق كه به خاطر نداشتن ايمان به خدا و روز جزا داراى چنين تقوايى نیست، همواره در تزلزل و ترديد است و در نتيجه در مواقف دشوارى كه پاى جان و مال در ميان است؛ مى‏خواهد به هر وسيله ممكن طفره برود و خود را كنار بكشد. براى اينكه از رسوايى خود نيز جلوگيرى به عمل آورده باشد و صورت قانونى به آن بدهد از ولى امرش درخواست معافيت مى‏كند( طباطبایی، 1374،ج‏9: 388). انسان مجاهد، پس از شناخت وظیفه تلاش می کند در هر شرایطی وظیفه را انجام دهد و شرایط سخت او را از انجام تکلیفش باز نمی دارد. در قرآن شرایط مختلف این گونه توصیف می شود:

«انْفِرُوا خِفافاً وَ ثِقالاً وَ جاهِدُوا بِأَمْوالِكُمْ وَ أَنْفُسِكُمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ ذلِكُمْ خَيْرٌ لَكُمْ إِنْ كُنْتُمْ تَعْلَمُونَ . براى جنگ با كافران، سبكبار و مجهز بيرون شويد و در راه خدا به مال و جان جهاد كنيد، اين كار شما را بسى بهتر خواهد بود اگر مردمى با فكر و دانش باشيد.توبه /41»

خفاف جمع خفيف و ثقال جمع ثقيل و اين دو كلمه مفهوم جامعى دارد كه همه حالات انسان را شامل مى‏شود، يعنى اعم از اينكه جوان باشيد يا پير، مجرد باشيد يا متاهل، كم عائله باشيد يا پرعائله، غنى باشيد يا فقير، بدون گرفتارى باشيد يا گرفتار، زراعت و باغ و تجارت داشته باشيد يا نه، در هر صورت و در هر حال و در هر موقعيت بر شما لازم است هنگامى كه فرمان جهاد صادر شد، همگى اين دعوت آزاديبخش را اجابت كنيد و از هر كار ديگرى چشم بپوشيد و سلاح به دست گرفته به سوى ميدان نبرد حركت كنيد(مکارم شیرازی،1374، ج‏7: 425) در آیه ای دیگر نمونه ای از شرایط مختلف مانند هجرت، کشته شدن، اذیت شدن را مثال می آورد:

«فَاسْتَجابَ لَهُمْ رَبُّهُمْ أَنِّي لا أُضيعُ عَمَلَ عامِلٍ مِنْكُمْ مِنْ ذَكَرٍ أَوْ أُنْثى‏ بَعْضُكُمْ مِنْ بَعْضٍ فَالَّذينَ هاجَرُوا وَ أُخْرِجُوا مِنْ دِيارِهِمْ وَ أُوذُوا في‏ سَبيلي‏ وَ قاتَلُوا وَ قُتِلُوا لَأُكَفِّرَنَّ عَنْهُمْ سَيِّئاتِهِمْ وَ لَأُدْخِلَنَّهُمْ جَنَّاتٍ تَجْري مِنْ تَحْتِهَا الْأَنْهارُ ثَواباً مِنْ عِنْدِ اللَّهِ وَ اللَّهُ عِنْدَهُ حُسْنُ الثَّوابِ. پس، پروردگارشان دعاى آنان را اجابت كرد [و فرمود كه:] من عملِ هيچ صاحب عملى از شما را، از مرد يا زن، كه همه از يكديگريد، تباه نمى‏كنم پس، كسانى كه هجرت كرده و از خانه‏هاى خود رانده شده و در راه من آزار ديده و جنگيده و كشته شده‏اند، بديهايشان را از آنان مى‏زدايم، و آنان را در باغهايى كه از زير [درختان‏] آن نهرها روان است درمى‏آورم [اين‏] پاداشى است از جانب خدا و پاداش نيكو نزد خداست. آل عمران/195»

این آیه در مقام تفصيل اعمال صالحه است و ثواب هر يك را تثبيت می كند و منظور از مهاجرين در جمله فَالَّذِينَ هاجَرُوا معنايى است عمومى كه شامل مهاجرت و دورى از شرك و هم دورى از فاميل و هم دورى از گناه مى‏شود، چون هاجروا را مطلق آورده است(طباطبایی، 1386، ج‏4: 139 ). انسان جهادی زندگی خود را بر اساس وظیفه جلو می برد. البته تنها تشخیص وظیفه کافی نیست. انسان جهادی پس از تشخیص وظیفه در شرایط مختلف وارد عمل می گردد.

4-2-7-2-2.دشمن شناسی

جهاد تلاش و کوششی است که در جهت رفع مانع برای رسیدن به اهداف متعالی انسانی و اسلامی است. ای موانع به وسیله مخالفان و معاندان تعالی انسان ایجاد می شود. از این رو دشمن شناسی و شناخت نقشه  و برنامه دشمن و نحوه مواجهه با او برای انسان جهاد لازم است. در قرآن در آیات متعدد به دشمن از زوایای مختلف پرداخته است. در آیه ای عدم دوستی با دشمن به صورت پنهان مطرح شده است:

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا لا تَتَّخِذُوا عَدُوِّي وَ عَدُوَّكُمْ أَوْلِياءَ تُلْقُونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ قَدْ كَفَرُوا بِما جاءَكُمْ مِنَ الْحَقِّ يُخْرِجُونَ الرَّسُولَ وَ إِيَّاكُمْ أَنْ تُؤْمِنُوا بِاللَّهِ رَبِّكُمْ إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً في‏ سَبيلي‏ وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتي‏ تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَيْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ وَ مَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبيلِ. اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد، دشمن من و دشمن خود را به دوستى اختيار مكنيد. شما با آنان طرح دوستى مى‏افكنيد و حال آنكه ايشان به سخن حقى كه بر شما آمده است ايمان ندارند. و بدان سبب كه به خدا، پروردگار خويش ايمان آورده بوديد، پيامبر و شما را بيرون راندند. اگر براى جهاد در راه من و طلب رضاى من بيرون آمده‏ايد، در نهان با آنها دوستى مكنيد و من به هر چه پنهان مى‏داريد يا آشكار مى‏سازيد آگاهترم. و هر كه چنين كند، از راه راست منحرف گشته است.ممتحنه/1»

بر اساس این آیه کسانی که به خداوند و پیامبر ایمان ندارند و در واقع مخالف جبهه حق هستند، دشمن معرفی شده اند و مؤمنان را از طرح دوستی پنهانی با آنان بر حذر می دارد. در آیه ای دیگر نحوه برخورد با دشمن را در میدان نبرد توصیف می کند و حتی در وضعیت نابرابر با دشمن، دستور به صلح نمی دهد. جبهه حق همواره باید عزت خود را حفظ نماید.

« فَلَا تَهِنُواْ وَ تَدْعُواْ إِلىَ السَّلْمِ وَ أَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ وَ اللَّهُ مَعَكُمْ وَ لَن يَترِكمُ أَعْمَالَكُمْ.پس هرگز سست نشويد و (دشمنان را) به صلح (ذلّت‏بار) دعوت نكنيد در حالى كه شما برتريد، و خداوند با شماست و چيزى از (ثواب) اعمالتان را كم نمى‏كند! محمد/35»

افراد سست و ضعيف الايمان براى فرار از زير بار جهاد و مشكلات ميدان جنگ غالباً مساله صلح را مطرح مى‏كنند، مسلما صلح بسيار خوب است اما در جاى خود، صلحى كه تأمين اهداف والاى اسلامى كند و حيثيت و عظمت و آبروى مسلمين را حفظ نمايد، نه صلحى كه آنها را به خوارى و ذلت كشاند. اين در حقيقت صلح نيست، اين تسليم و سازشى است كه از سستى و زبونى مى‏گيرد، اين يك نوع عافيت‏طلبى زشتى است كه عواقب دردناك و خطرناك به بار مى‏آورد. كسى كه خدا با او است همه عوامل پيروزى را در اختيار دارد، هرگز احساس تنهايى نمى‏كند، ضعف و سستى به خود راه نمى‏دهد، به نام صلح، تسليم دشمن نمى‏شود( مکارم شیرازی،1374، ج‏21: 490) در موقعیت دیگری در میدان جنگ، قرآن به نحوه برخورد با دشمنان اشاره می کند:

«يَأَيُّهَا الَّذِينَ ءَامَنُواْ إِذَا لَقِيتُمُ الَّذِينَ كَفَرُواْ زَحْفًا فَلَا تُوَلُّوهُمُ الْأَدْبَارَ. وَ مَن يُوَلِّهِمْ يَوْمَئذٍ دُبُرَهُ إِلَّا مُتَحَرِّفًا لِّقِتَالٍ أَوْ مُتَحَيزِا إِلىَ‏ فِئَةٍ فَقَدْ بَاءَ بِغَضَبٍ مِّنَ اللَّهِ وَ مَأْوَئهُ جَهَنَّمُ  وَ بِئْسَ المْصِيرُ.اى كسانى كه ايمان آورده‏ايد! هنگامى كه با انبوه كافران در ميدان نبرد رو به رو شويد، به آنها پشت نكنيد (و فرار ننماييد)! و هر كس در آن هنگام به آنها پشت كند- مگر آنكه هدفش كناره‏گيرى از ميدان براى حمله مجدد، و يا به قصد پيوستن به گروهى (از مجاهدان) بوده باشد- (چنين كسى) به غضب خدا گرفتار خواهد شد و جايگاه او جهنم، و چه بد جايگاهى است! انفال/ 16-15»

قرآن به رویارویی با دشمنان فرمان می دهد و هر گاه هم که توان رویارویی نباشد نباید به گونه ای میدان نبرد را ترک کرد که عزت جبهه حق خدشه دار شود.

4-2-7-2-3. ظلم ستیزی

ظلم به معنای هر گونه تجاوز از حق است. ظلم ستیزی اسلام دو بخش دارد:« ظلم نکردن» و « زیر بار ظلم نرفتن». حکما ظلم را سه قسم کرده اند: ظلم میان انسان و خدا، انسان و نفس، انسان و سایر مردم. (جوادی آملی، 1389: 234) در قرآن در آیات متعدد به ظلم اشاره شده است.  خداوند ظالمان را دوست نمی دارد (آل عمران/57). ظالمان در مسیر هدایت الهی قرار نخواهند گرفت(آل عمران/86). ظالمین به طور قطع نابود خواهند شد(ابراهیم/13).تنها فریاد ستمدیده ای که برای ظلم ستیزی بلند شود را خداوند دوست دارد(نساء/148). دشمن در تجاوز خود به آرمانها و اهداف اسلامی مرتکب ظلم می شود. داشتن روحیه ستیز و مخالفت با ظلم دشمن برای انسان جهادی لازم است. دشمن می تواند معنای وسیعی داشته باشد. کسی که حیات طرف مقابلش را نشانه برود، صرف نظر از اینکه منظور از آن حیات، زندگی مادی یا هدایت معنوی باشد و یا اینکه به هدف خود نایل بشود یا نشود و یا اینکه کار خود را با واسطه یا بی واسطه انجام دهد. منطق وجودی و ثبوتی یک دشمن،­جهل است، بنابراین تا وقتی که جهالت وجود داشته باشد، دشمن و دشمنی نیز خواهد بود(اخوت؛حاجی رجبعلی،1390: 32). از ارکان نظام شناختی انسان، شيطان است كه انسان را به شر و معصيت دعوت می كند.شیطان نسبت به صراط مستقيم به منزله كناره و لبه جاده است. معلوم است كه تا دو طرفى براى جاده نباشد متن جاده هم فرض نمى‏شود(طباطبایی، 1374،ج‏8: 45). پس اگر شيطانى نبود نظام عالم انسانى هم نبود.

در قرآن در آیات متعددی واژه «عدو» به معنای دشمن به کار رفته است. بیشتر استعمال این واژه در خصوص شیطان و دشمنی آشکار او است. اما در آیات دیگری هم به دشمنی انسانها با یکدیگر پرداخته است. در بعضی آیات کافرین را دشمن معرفی کرده است

 

[1]و در مقابل به دشمنی خداوند با کافران هم اشاره شده است.[2] همسر و فرزندان نیز در مواردی برای انسان در زمره دشمن محسوب می شود.[3] دشمنی بیرونی اقوام و ملت با هم آمده است. [4]از کثرت آیات متعدد در زمینه دشمن در آموزه های دینی می توان به این نکته رسید که شناخت دشمن از الزامات اصلی در جهان بینی اسلامی است.

دشمن های درونی و بیرونی در یک درجه اهمیت قرار ندارند. پیامبر برای انسان، خطرناک ترین دشمن را نفس انسان که همان نفس اماره است معرفی می کند. «أعدي‏ عدوّك‏ نفسك الّتي بين جنبيك. خطرناک ترین دشمن تو نفس تو است که میان دو پهلوی تو است.»(پاینده، 1385: 237). تا دشمن درونی یا بیرونی وجود نداشته باشد و تا مانعی در مسیر نباشد مبارزه معنا نخواهد یافت.

یکی از الزامات اصلی در تربیت جهادی دوری و بیزاری جستن از غیر حق است. لازمه حقیقت گرایی نفی باطل است. در قرآن[5] هنگامی که دستور به جهاد با کفار و منافقین داده می شود، شدت جهاد نیز در تعبیر « وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ » مطرح می شود. شرط لازم برای اینکه انسان جهادی بتواند نسبت به کفار و منافقین شدت عمل به خرج دهد، نفرت درونی و دشمن ستیزی با آنهاست. عدم دوستی درونی با دشمنان در قرآن[6]تذکر داده شده است. زیرا جهاد در راه خدا با دوستى دشمنان خدا سازگار نيست. انسان جهادی اگر به دنبال کسب رضایت الهی است، نمی تواند رضایت دشمنان خدا را به دست آورد.

4-2-7-2-3.اطاعت پذیری

در مورد اطاعت از خداوند و رسول آیات متعددی وجود دارد:

«وَ أَطيعُوا اللَّهَ وَ رَسُولَهُ وَ لا تَنازَعُوا فَتَفْشَلُوا وَ تَذْهَبَ ريحُكُمْ وَ اصْبِرُوا إِنَّ اللَّهَ مَعَ الصَّابِرينَ . و همه پيرو فرمان خدا و رسول باشيد و هرگز راه اختلاف و تنازع نپوييد كه در اثر تفرقه ترسناك و ضعيف شده و قدرت و عظمت شما نابود خواهد شد، بلكه همه بايد يك‏دل، پايدار و صبور باشيد، كه خدا هميشه با صابران است. انفال/46»

در این آیه ظاهر سياق اين است كه منظور از اطاعت از خدا و رسول راجع به امر جهاد و دفاع از حريم دين است(طباطبایی،1374، ج‏9: 126). اطاعت از خدا و اطاعت از دستورات پیامبر باعث هماهنگی بین جهادگران می شود و از اختلاف آنها جلوگیری می کند. به عبارتی فرمانده نقش محوری را در جهاد دارد و هنگامی فرمانده می تواند درست نقش آفرینی کند که نیروهایش روحیه اطاعت پذیری بالایی داشته باشند. بر اساس آیه دیگری در قرآن این اطاعت در هیچ شرایطی از انسان مجاهد ساقط نمی شود:

«الَّذينَ اسْتَجابُوا لِلَّهِ وَ الرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ ما أَصابَهُمُ الْقَرْحُ لِلَّذينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَ اتَّقَوْا أَجْرٌ عَظيمٌ. كسانى كه [در نبرد احد] پس از آنكه زخم برداشته بودند، دعوت خدا و پيامبر [او] را اجابت كردند، براى كسانى از آنان كه نيكى و پرهيزگارى كردند پاداشى بزرگ است. آل عمران/172»

در این آیه در مورد کسانی است که در جنگ مجروح شده بودند ولی دو مرتبه فرمان رسول را برای حضور در جبهه دیگری را اطاعت کردند و وضعیت جسمانی آنها مانع حضورشان نشد. لكِنِ الرَّسُولُ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ وَ أُولئِكَ لَهُمُ الْخَيْراتُ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. اما رسول و مؤمنان اصحابش به مال و جانشان در راه خدا جهاد كردند و آنهايند كه همه خيرات و نيكوييها (ى دو عالم) مخصوص آنهاست و هم آنان سعادتمندان عالمند رهبر، پيشاپيش رزمندگان است و تنها ايمان به پيامبر كافى نيست،  بر اساس این آیه همراهى با او نيز لازم است. (قرائتی،1383، ج‏5: 122) این همراهی با ایمان و تبعیت به پیامبر مشخص می شود.

4-2-8. پیامد شناسی

جهاد در دو حالت ترک و انجام برای انسان تبعاتی دارد. در ادامه به پیامدهای مثبت ناشی از انجام جهاد و پیامدهای منفی حاصل از ترک جهاد اشاره خواهد شد:

4-2-8-1. پیامد مثبت

اثراتی که انجام جهاد برای انسان دارد، شامل زندگی دنیا و آخرت است. در آیاتی از قرآن که به طور مستقیم موضوع جهاد را مطرح کرده است به پیامدهای مثبت جهاد اشاره کرده است:

4-2-8-1-1. هدایت

مهمترین اثر جهاد هدایت است. هدایت به راه سعادت که در واقع از اهداف تربیت انسان می باشد.

«وَ الَّذينَ جاهَدُوا فينا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنا وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنينَ. و كسانى كه در اقامه دين ما مجاهده مى‏كنند ما به سوى راه‏هاى خود هدايتشان مى‏كنيم و خدا همواره با نيكوكاران است. عنکبوت/69»

هدایت وعده‏اى است كه خداوند به همه مجاهدان راهش داده است و در آیه با انواع تاكيدات (لام تاكيد و نون تاكيد ثقيله) آن را مؤكد ساخته و پيروزى و ترقى و موفقيت را در گرو جهاد و خلوص نيت شمرده است. (مکارم شیرازی،1374، ج‏16: 349). هدف از تمام دستورات دینی رساندن انسان به هدایت و سعادت واقعی است. یافتن صراط مستقیم در شرایطی که راههای فرعی متعددی وجود دارد به راحتی امکان پذیر نیست. در این آیه خداوند، هدایت  مجاهدان را خودش به عهده خواهد گرفت.

4-2-8-1-2. رزق کریم

در قرآن برای کسانی که ایمان آورده اند و در راه خدا جهاد کردند، رزق کریمی وعده داده شده است:

«وَ الَّذينَ آمَنُوا وَ هاجَرُوا وَ جاهَدُوا في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ الَّذينَ آوَوْا وَ نَصَرُوا أُولئِكَ هُمُ الْمُؤْمِنُونَ حَقًّا لَهُمْ مَغْفِرَةٌ وَ رِزْقٌ كَريمٌ.و كسانى كه ايمان آورده و مهاجرت كرده و در راه خدا جهاد نمودند و كسانى كه (از اهل مدينه به مهاجرين) منزل داده و يارى كردند آنها به حقيقت اهل ايمانند و هم آمرزش خدا و روزى نيكوى بهشتى مخصوص آنها است . انفال/74»

منظور از رزق کریم نزول نعمتهاى مادّى و روحانى است كه موجب زندگى خوش و سعادتمندى باشد و نزول اين رزق لازم علامت تحقّق كامل زمينه براى توجّه لطف و رحمت و فيوضات روحانى از جانب پروردگار متعال باشد(مصطفوى،1380 الف،ج 10: 32). پس انسان جهادی هم در این دنیا و هم در آخرت، از فیض نعمتهای خداوند بهره مند می گردد.

4-2-8-1-3. خیر و فلاح

راغب خیر را آنچه همه به آن رغبت می کنند می داند. خیر ما يرغب فيه الكلّ، كالعقل مثلا، و العدل، و الفضل، و الشي‏ء النافع، و ضدّه الشر(1412ق،ج1: 300). در آیه قرآن خیرات را برای کسانی که همراه رسول خدا و به هر وسیله ای جهاد می کنند معرفی می کند:

«لكِنِ الرَّسُولُ وَ الَّذينَ آمَنُوا مَعَهُ جاهَدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ وَ أُولئِكَ لَهُمُ الْخَيْراتُ وَ أُولئِكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. ولى پيغمبر و كسانى كه با او ايمان آوردند با مالها و جانهاى خود جهاد كردند، و خيرات همه خاص ايشان است، و ايشان، آرى، هم ايشانند رستگاران. توبه /88»

الخيرات جمع توام با الف و لام است و عموميت از آن استفاده مى‏شود و هر گونه موفقيت و پيروزى و موهبت و خيرى را اعم از مادى و معنوى شامل مى‏گردد. از اين آيه به خوبى استفاده مى‏شود كه اگر ايمان و جهاد توأم گردد، هر گونه خير و بركتى را با خود همراه خواهد داشت. منافقان به خاطر فقدان ايمان و آلودگى فوق العاده به گناه، افرادى نادان و بى‏خبرند. به همين جهت از علو همت كه زائيده فهم و شعور و آگاهى است محرومند، آنها از شركت در ميدان جهاد با آن همه افتخاراتش ابا دارند. اما در مقابل، افراد با ايمان روشن‏بينى و فهم و درك و علو همت دارند و تنها راه پيروزى بر مشكلات را جهاد، آن هم با تمام امكاناتشان، يافته‏اند. اين همان درس بزرگى است كه قرآن در بسيارى از آياتش به ما می دهد( مکارم شیرازی،1374، ج‏8: 75-76). خیر دامنه وسیعی دارد و می تواند شامل رحمت الهی هم شود ولی در آیاتی که مرتبط با جهاد است، جداگانه رحمت الهی ذکر شده است.

فلاح به معنای الفوز و النجاة و البقاء في النعيم و الخير است(ابن منظور، 1414ق،ج‏2: 547). یعنی رستگاری و نجات و باقی ماندن در خیر و نعمتی که خداوند به مجاهد عطا می کند. در قرآن یکی از اثرات جهاد را فلاح معرفی می کند:

«يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا اتَّقُوا اللَّهَ وَ ابْتَغُوا إِلَيْهِ الْوَسيلَةَ وَ جاهِدُوا في‏ سَبيلِهِ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ. هان اى كسانى كه در زمره مؤمنين در آمده‏ايد، از خدا پروا داشته باشيد، و در جستجوى وسيله‏اى براى نزديك شدن به ساحتش- كه همان عبوديت و به دنبالش علم و عمل است برآئيد و در راه او جهاد كنيد، باشد كه رستگار گرديد. مائده/35.»

پس جهاد یکی از عوامل برای رستگاری انسان است و تنها ایمان و تقوا کفایت نمی کند بلکه انسان ایمانش را در عمل نشان دهد.

4-2-8-1-4. غفران

غفر به معنای پوشاندن و مستور كردن است. غفران گناه مستور و نا پديد كردن آن است( قرشی، 1371،ج‏ 5: 107 ). طبق آیه قبل(انفال/74) یکی از تاثیرات جهاد، مغفرت و بخشش گناهان مجاهد توسط خداوند است. مغفرت مربوط مى‏شود به محو خطاهاى گذشته كه از او به وقوع پيوسته، از قصور و تقصير در مقام عبوديّت و اطاعت(مصطفوى،1380،ج 10: 31). در آیه دیگری هم به این موضوع اشاره شده است:

« ثُمَّ إِنَّ رَبَّكَ لِلَّذينَ هاجَرُوا مِنْ بَعْدِ ما فُتِنُوا ثُمَّ جاهَدُوا وَ صَبَرُوا إِنَّ رَبَّكَ مِنْ بَعْدِها لَغَفُورٌ رَحيمٌ .و نيز پروردگارت نسبت به آنها كه پس از محنت كشيدن مهاجرت كرده آن گاه جهاد كرده و صبورى پيشه كرده‏اند پروردگارت از پس آن، آمرزگار و رحيم است. نحل/110.»

هر انسانی در زندگی ممکن است خطاهایی انجام دهد، جهاد باعث محو گناهان می گردد.

4-2-8-2. پیامد منفی

در صورتی که انسان بدون عذر موجه و دلیل منطقی، حضور در میدان جهاد را ترک کند، تبعاتی برای او در هر دو حیات دنیوی و اخروی خواهد داشت:

4-2-8-2-1. جایگزین کردن گروه دیگری

دستور جهاد از طرف خداوند است ولی نفع آن به خود انسان است(عنکبوت/6) و برای خداوند منفعتی ندارد. اگر جهاد توسط انسان ترک شود، خداوند گروهی را جایگزین انسانهای ترک کننده جهاد می کند که خصوصیات بهتری نسبت به گروه سابق دارند و خداوند نسبت به آنها محبت دارد:

«قُلْ إِنْ كانَ آباؤُكُمْ وَ أَبْناؤُكُمْ وَ إِخْوانُكُمْ وَ أَزْواجُكُمْ وَ عَشيرَتُكُمْ وَ أَمْوالٌ اقْتَرَفْتُمُوها وَ تِجارَةٌ تَخْشَوْنَ كَسادَها وَ مَساكِنُ تَرْضَوْنَها أَحَبَّ إِلَيْكُمْ مِنَ اللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ جِهادٍ في‏ سَبيلِهِ فَتَرَبَّصُوا حَتَّى يَأْتِيَ اللَّهُ بِأَمْرِهِ وَ اللَّهُ لا يَهْدِي الْقَوْمَ الْفاسِقينَ.بگو اگر پدران و فرزندان و برادران و همسران و قوم و خويش شما و اموالى كه بدست آورده‏ايد و تجارتى كه از كساد آن مى‏هراسيد و مسكن‏هايى كه بدان علاقمنديد در نظر شما محبوب‏تر است از خدا و رسول او و جهاد در راه او، پس منتظر باشيد تا خدا فرمان خود را بياورد، و خدا مردم تبه‏كار را هدايت نمى‏كند. توبه /24»

منظور از امرى كه در این آیه فرموده بايد منتظرش باشند، مربوط به يارى دين و اعلاى كلمه توحيد است. اگر مردم به علت سایر تعلقات خود از اطاعت خدا و رسولش و جهاد در راه خدا روى برتابند، باید منتظر باشند تا خدا امر خود را بياورد، و مردمى را برگزيند كه جز خدا را دوست نمى‏دارند، و به اندازه خردلى محبت دشمنان او را در دل خود راه نمى‏دهند. همواره به يارى دين و جهاد در راه خدا به بهترين وجهى قيام مى‏كنند. آن وقت است كه آن مردم فاسق گشته اند، و ديگر دين خدا از آنها منتفع نمى‏شود و خداوند هيچ عملى از اعمال آنها را به سوى حق و سعادت مطلوب راهنمايى نمى‏فرمايد(طباطبایی،1374، ج‏9: 277). در این آیه صریحا اشاره شده است که جهاد فرصتی برای خود انسانها است و اگر از این فرصت استفاده نشود، گروهی که سزاوار هستند، جایگزین این گروه خواهند شد. پس جهاد یک فرصت مفید برای تعالی انسان است. فرصتی که زمان استفاده از آن محدود است.

 4-2-8-2-1.  عذاب الهی

اگر انجام جهاد در شرایطی باشد که بر انسان تکلیف و وظیفه باشد، ترک آن که در واقع بی اعتنایی به فرمان الهی و بی توجهی به سرنوشت جامعه است، عذاب دردناکی را به همراه خواهد داشت. عذابی که شرایط آن ناگوارتر از شرایط سخت میدان جهاد است. در آیات قرآن به این موضوع اشاره شده است:

«فَرِحَ الْمُخَلَّفُونَ بِمَقْعَدِهِمْ خِلافَ رَسُولِ اللَّهِ وَ كَرِهُوا أَنْ يُجاهِدُوا بِأَمْوالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ في‏ سَبيلِ اللَّهِ وَ قالُوا لا تَنْفِرُوا فِي الْحَرِّ قُلْ نارُ جَهَنَّمَ أَشَدُّ حَرًّا لَوْ كانُوا يَفْقَهُونَ. بجا ماندگان پس از حركت رسول خدا (ص) از تخلف كردن خود شادمان شدند، و كراهت داشتند كه با مالها و جانهاى خويش در راه خدا جهاد كنند و گفتند در اين گرما بيرون مرويد، بگو گرماى آتش جهنم سخت‏تر است، اگر مى‏فهميدند.توبه/81

إِلَّا تَنفِرُواْ يُعَذِّبْكُمْ عَذَابًا أَلِيمًا وَ يَسْتَبْدِلْ قَوْمًا غَيرَكُمْ وَ لَا تَضُرُّوهُ شَيْا  وَ اللَّهُ عَلىَ‏ كُلِّ شىْ قَدِيرٌ .اگر (به سوى ميدان جهاد) حركت نكنيد، شما را مجازات دردناكى مى‏كند، و گروه ديگرى غير از شما را به جاى شما قرار مى‏دهد و هيچ زيانى به او نمى‏رسانيد و خداوند بر هر چيزى تواناست! توبه /39. »

 

[1] – إِنَّ الْكافِرينَ كانُوا لَكُمْ عَدُوًّا مُبينا- نساء/101

[2] – فَإِنَّ اللَّهَ عَدُوٌّ لِلْكافِرين- بقره/98

[3] – يا أَيُّهَا الَّذينَ آمَنُوا إِنَّ مِنْ أَزْواجِكُمْ وَ أَوْلادِكُمْ عَدُوًّا لَكُمْ فَاحْذَرُوهُم- تغابن/14

 

[4] – فَإِنْ كانَ مِنْ قَوْمٍ عَدُوٍّ لَكُم- نساء/92

[5] – يا أَيُّهَا النَّبِيُّ جاهِدِ الْكُفَّارَ وَ الْمُنافِقينَ وَ اغْلُظْ عَلَيْهِمْ وَ مَأْواهُمْ جَهَنَّمُ وَ بِئْسَ الْمَصيرُ – توبه/73

[6] – إِنْ كُنْتُمْ خَرَجْتُمْ جِهاداً في‏ سَبيلي‏ وَ ابْتِغاءَ مَرْضاتي‏ تُسِرُّونَ إِلَيْهِمْ بِالْمَوَدَّةِ وَ أَنَا أَعْلَمُ بِما أَخْفَيْتُمْ وَ ما أَعْلَنْتُمْ وَ مَنْ يَفْعَلْهُ مِنْكُمْ فَقَدْ ضَلَّ سَواءَ السَّبيلِ- ممتحنه/1